ما ارتباطمون با فامیل هیچوقت اونقدر هیجان انگیز نیست یا نبوده. شاید بیشتری موقعی ک حس کردم خیلی خیلی بهم نزدیکیم، ۱۳ بدر هایی که من ۸ سالم بود، ۹ سالم. بعدش دیگهکم کم همون ۱۳بدر ها هم محو شدن. ولی خب از وقتی اینستاگرامم اومد، توی گوشی خواهرم عکس های بیرون رفتن های خانواده ی داییم و خاله ام، یا دختر ...
نمیدونم ماجرای پست شمارهٔ ۱۸ وبلاگم (با عنوانِ وزیر، وزرا) یادتونه یا نه. موضوعش بازدید سرزدهٔ یه سری مقامات از خوابگاه دورهٔ کارشناسیمون بود. یه پست هم قبلتر (شاید در بلاگفا) نوشته بودم که اون هم راجع به بازدید سرزدهٔ مسئولین دانشگاه از خوابگاه بود. چون اتاق ما همیشه تمیز و مرتب بود، هر کی میومد ...
تنها زمانی که برای خودم وقت دارم موقع انجام کار خونه اس و حموم رفتن در واقعه روزمرگی ترین کارهای زندگیم شده تفریحم:) باید توضیح بدم که این خستگی از ناشکری یا کم لطفی به پسرم نیست؟ نه حداقل اینو برای جامعه زنان بچه دار نباید توضیح داد! ...
مدتیه دارم فکر میکنم به اینکه چقدر و کجاها تحمل کردم. دانشجو که بودم، دوبار پیش اومد که توی اتاق خوابگاه اذیت میشدم، چون اغلب آروم، شرمزده و زیادی باملاحظه بودم، راحت طعمه زورگوها میشدم. با ارزشهای اخلاقی افراطگرایانهای که خانواده واسم ایجاد کرده بودن، هر کس بهم بدی میکرد، باز هم از من خوبی میدید ...
دیشب دیگر تمام شد. تمام که میگویم منظورم تمامِ تمام است. چشمهایم را در دوربین سلفی که نگاه کردم، ورم کردهبودند. آخر دیشب با خواندن پیامش، انگار خنجری در قلبم فرو کرده بودند. با این که پیام خداحافظی را اول من داده بودم اما باز هم خداحافظی، خداحافظی است. اخ اخ در ادامه پیام خداحافظی را گذاشتم. بودن ...
الینا جان... مطمئنن عدد سن و سالت از من کمتر هستش، ولی چقدر روح کهن و بزرگی داری، چقدر قلبت دریاست، چقدر ذهنت پویاست و چقدر برای من مرهم بودی، من بسیار ازت آموختم دختر خوب ... بستگی جان... تو رو به زودی، توی یکی از همون تاریخ هایی که بهت گفتم، خواهم دید و حضوری بهت خواهم گفت که روح بزرگ و ارزشمندت، ...
Perhaps, in another world .I would have been braver شاید، در جهانی دیگر، شجاعتر بودم. I would have faced her not as a fleeting possibility با او روبهرو میشدم نه به چشم فرصتی گذرا، But as a mirror reflecting my own longing for wholeness بلکه همچون آینهای از تمنای تمامیتِ خودم. I would have ris ...
Regret, then, is love left incomplete حسرت، یعنی عشقی ناتمام .A shadow cast by the choices we avoided سایهای از انتخابهایی که نکردیم. ,It whispers of roads not taken صدایی پنهان از راههای نرفته، Of silences that became the language Of .what we were too afraid to say از سکوتهایی که زبانِ ناگ ...
شعر زیر را خودم خیلی دوست دارم. احساس جالبی داره. عنوان شعر In Another World, Another Life هست. ترجمه هم توسط gbt شده پس ممکنه ناکوک باشه. امیدوارم مثل خودم لذت ببرید. . . . . In another world perhaps love would be simpler شاید در جهانی دیگر، عشق سادهتر بود Untethered from fear free of hesitat ...
امسال قراره دنیای فیلم و سریال بترکونهه :> بلههه نتفلیکس عزیز برنامش اینه مارو نابود کنههه alice in borderland 3 stranger things 5 wednesday 2 squid game 3 این 4 تا مورد علاقه منههه که بی صبرانه منتظرشونم from 4 قراره سال بعد منتشر شهه که بی صبرانه منتظر اینم هستممم ...