میدونم به هم ربطی ندارن، اما فرو پاشیدم... فروپاشیدم از شام غریبان، یاد تو افتادم... یهو خودمو دیدم توی اون شب آخر، دم مترو، تنها نشسته بودم و گریه میکردم. میدونی که اشک من در نمیاد مگر اون شب... وقتی مداح خوند: به زیر بوته خاری، دو دختر بچه جان دادند همه از ترس و حیرانی، عجب شام غریبانی... انگار دو ...
از من بعید بود اینهمه ننوشتن در بگلفا .. اما خب کلی بهونه دارم برای ننوشتن، سرگرم شدن با کار جدید، جنگ و ضعیف بودن نت، بی حوصلگی و بی انگیزگی، حرف نداشتن .. اون روزی که میدون سپاه کرج رو زدن من دقیقا می خواستم تو اون تایم برای انجام یه کار بانکی برم اون سمت ، اما بیدار شدم دیدم شاهین سر کار نرفته و ...
از زمانی که با همسرم ازدواج کردم یعنی تو این ۶ یا ۷ سال به جز چندبار ندیدم که نماز بخونه، نه اینکه اعتقاد نداشته باشه ها نه! فقط تنبلی میکرد! صبح تاسوعا که از خواب بلند شدم فهمیدم همسرم یکی دوساعت پیش بیدار شده بود، بهش گفتم چیکار میکردی؟! فیلم میدیدی!؟ به شوخی گفت نه مگه من مثل توام؟ نماز خوندم!!!! ...
تا روز ششم محرم اگه کسی بهم میگفت شب عاشورا رو توی خود کربلا میشینی پای روضه، باورم نمیشد. واقعا باورم نمیشد. به دفعات و توسط اتفاقات گوناگونی بهم ثابت شده که تشکیلات سیدالشهدا علیهسلام، از قوانینِ معمولِ ما پیروی نمیکنه و خودش یکسری قوانین خاص خودش رو داره؛ که به عقیده من این قوانین حول محور ...
امروز به این نتیجه رسیدم که تنها راه نجات من این است که ذرهبین را از روی خودم و احساساتم بردارم. من همیشه عاشق تحلیل احساساتم بودهام ولی اکنون دارم به خودم ضرر میزنم و با غرض احساساتم را میبینم. درس خواندن را شروع کردهام و دروغ نگویم این که پسرخاله دوستم بالای سرم است بسیار خوب است. هم خجالت می ...
چند روزی بود که با این خطا مواجه میشدم و نمیتونستم پست جدید بذارم یا نظرات رو تأیید کنم و جواب بدم: به نظر میرسد فایلهای javascript لازم برای نمایش این صفحه به درستی بارگذاری نشده است. ممکن است بارگذاری مجدد صفحه (refresh) یا فشردن کلیدهای F5 یا Control+F5 مشکل را برطرف کند. با روشی که نویسن ...
این آخرین باریه که تو مسجد محلمون با بچه میرم. یه تعداد همسایه ها که هی نظر میدادن فاطمه اینکار کن اینکار کن اینا برام قابل درک چون اکثر همسایه های مامانم اینا مادر بزرگ پدربزرگن و کلا ذاتن مامان بزرگ بابا بزرگا نظر میدن یه تعداد دیگه ام مثل آدم فضایی ها نگاه میکردن بم انگار عجیب باشه من بچه دارم ای ...
امروز خیلی حوصلم سر رفته بود، به مسعود پیام دادم، اونم گویا در همین موقعیت گیر کرده بود، گفت ناهار بیا اینجا، منم سریع جمع و جور کردم و رفتم پیش مسعود، ناهار عدسپلو درست کرد، خیلی عجیبه من عدسپلو رو اینقدر دوست دارم. یکی […] ...
نذرم انجام دادم وحالم عجب خوبه باشد که خدا قلبم رو از سیاهی دور نگه داره. امشب بیرون بودیم وکلی عکس و فیلم گرفتیم. چقدر دلجوییت رو دوس دارم🥹 چقدر دوس دارم. چقدرررر دوس دارم ...
از ویرگول تا مدیوممن هنوز اینجام. ولی یه پنجرهی جدید باز کردم.یه مدت بود حس میکردم محتواهایی که مینویسم، میتونن اونور آب هم یه نفسی بکشن.برای همین یه پروفایل توی مدیوم ساختم… و فعلاً یه مقاله نوشتم :)اگه نوشتههام توی ویرگول یهبار به دردت خورده، احتمالاً اونجا هم چیزی پیدا میکنی که به کارت ب ...