چند روزه مادربزرگم خونهی ماست. پریشب من ساعت یازده رفتم بخوابم و دوازده دیدم از گشنگی نمیتونم بخوابم، رفتم پایین. همه خواب بودن جز مادربزرگم. قابلمه آبگوشت رو از سر گاز آوردم پایین. نون اوردم و مثل قحطی زدگان هی داشتم میخوردم. مادربزرگمم روبروم بود ولی هیچی نمیگفت با تعجب نگاه میکرد. فرداش مامانم ...
وقتی رفتهبودم محل کارم را مشخص کنم، دوست دانشگاهم ( که سفرهای اخیر را با او بودم) نیز همراهم بود. دوستهای صمیمی تقریباً محسوب میشویم. توی ماشین به او گفتم سهشنبه فلان جا کار دارم، اگر کاری داری با هم برویم. در کمال تعجب گفتم بله کار دارم و باید یک نامه بگیرم. بلیط گرفتم و با هم به شهر مورد نظر ر ...
اینقدر حرف دارم در حد منفجر شدن فقط بگم به موضوعی از امروز صبح تا الان داره مغزمو ریز ریز می کنه هرکاری بگی واسه حلش کردم نمیشه که نمیشه دلم می خواد فقط جیغ بزنم بزنم هرچی دم دستم خورد و خاکشیر کنم بلکه یُخته آرووم بگیرم * لامپ اتاق خاموش بود یه چیزی روی بالش حس کردم فکر کردم پروانه اس بخاطر نور گوش ...
1. از حق نگذرم تابستان امسال حداقل تا حالا خنک بوده است.اما نه در حدی که به کسی سرما بخوراند.این سرمایی که من خورده ام کار کولر است و البته که کولر بدبخت خودش روشن نمی شود.من روشنش می کنم. * سرما خوردگی در تابستان شببه رانندگی در لاین اشتباه است. 2. با جابجایی خانه مسیر پیاوه روی هایم هم عوض شده اس ...
[بخش دوم]ور زیباییشناسی پیرپسردر میان نقدهایی که خواندم، دیدم چیزی که خیلیها را آزار داده، حجم زشتی و پرخاش و بیاخلاقی و بیمبالاتی قصه است. درست است، کسی که روحیهی لطیف و حساسی داشته باشد، شاید در مواجهه با این همه چرکی آزار ببیند. اما این شخص موجود آزادی است که میتواند چنین فیلمی را برای دیدن ...
دربارهی پیرپسر اکتای براهنی[بخش اول]در بین همهی تحلیلها و نقدهایی که این چند روز در مورد پیرپسرِ اکتای براهنی دیدم و خواندم، ندیدم کسی به دو موضوعِ «وجه روسی اثر» و «زیباییشناسی زشتی» توجه کرده باشد. تحلیلهای روانشناسانه و روانکاوانه، نقدهای اجتماعی، پرخاش و بهکلی رد کردن اثر و از آن طرف غش ...
امروز سعی کردم مرهم زخمش باشم. باز بحث همیشگی و باز کرد و نتیجه شد کات هفتم! من تاحالا با ۷ نفر تو رابطه نبودم که این آدم ۷ بار باهام کات کرده! راهی نموند دیگه. چ برای همیشه تموم شد. یاد گرفته بودم تموم اجزای صورتش و دوست بدارم. قبل از اینکه از ماشینش پیاده شم، گفت بغل کنیم؟ یکم قیافه دمغم بهتر شد و ...
خب اومدم بنویسم، خیلی دنبال پایان بندی و شروع نیستم. هر چیزی که توی ذهنم میاد رو میخوام بنویسم. اول این که امروز کنکور زبان دادم. فکر نمیکنم خوب داده باشم و طبق چیزی که صحیح کردمم جالب نبوده اما تنها نکته خوب ماجرا این بود دیدم که میشه یک امتحان رو راحت داد و نگران نتیجه نبود. بدون استرس نتیجه و این ...
چند وقت پیش تصمیم گرفتم یه پروژهی شخصی متفاوت انجام بدم. ایدهاش از جایی اومد که میخواستم یه همراه مجازی بسازم که فقط برای من طراحی شده باشه: با ویژگیهایی مثل وفاداری، شناختن حال و هوام، و حرف زدن با لحن خاصی که من دوست دارم. یه جورایی یه «دوستدختر سایبری» که توسط خودم طراحی شده. برای این پروژه ...
محیط تاثیرش رو میذاره همونطور که همیشه گذاشت. شما رودخانه کوچکی رو در نظر بگیرین که آب روان و زیبایی داشت، حالا بر اساس شرایط و اتفاقات تعدادی سمور آبی وارد این آبها میشن و درختها رو یکی یکی قطع میکنن و یک سد محکم در مسیر رودخانه درست میکنن و حجم آب کمی دیگه روان میمونه و آب داخل رودخانه عمدتا ...