بخوام از حال و هوای سی و سه سالگی بگم خیلی بی اعصاب تر و کلافه تر از همیشه ام که ربطی ب دوران پی ام اس و این چیزا نداره و اصلا زندگی بر وقف مرادم نیست ! ...
از آنجایی که آدم در دوره امتحانات به انجام هر کاری مشتاق و علاقهمند میشود جز درسخواندن، آمدم در سکوتِ خانه که حالا شبیه کتابخانه شده و جز صدای ورقزدن کتاب و جزوههای ما، صدای دیگری از آن به گوش نمیرسد، این را بنویسم و بروم پی سروکلهزدن با لمعات جناب عراقی:اگر دوست دارید یک سریال سروشکلدار با ...
همین الان از خواب پریدم انگار که ۱۰ ساعته خوابیده باشم، منظورم اینه به راحتی تونستم از خواب دل بکنم! چرا؟! چون تو خواب. یه عده دنبالم بودن! میخواستن خفه ام کنند! خیلی ترسناک بود وضعیتم! داشتم سکته میکردم! جالبه اونجام به فکر کیان بودم که اگر منو خفه کنند بعد من میخواد چیکار کنه با وجود وابستگیش به م ...
سارا آمده بود به من سر بزند.اما دیر رسید و دلیل دیر رسیدنش را توضیح داد: - کلی تو سوپرمارکت منتظر موندم.ملت همه اومده بودن و قسط هاشون رو پرداخت کنن.فکر کن ماست و پنیر رو قسطی می خرن این مردم بدبخت.اونم کجا؟ منطقه ما که وضع مردم بد نیست به هر حال! - باورم نمیشه! - چی رو باورت نمیشه.با صاحب سوپرمارکت ...
جلیل زندی و عباس بابایی در یک قابپایگاه هشتم شکاری اصفهانخلبانان جنگنده اف-۱۴ایستاده از چپ: اسدالله عادلی - جلیل زندی - غلامحسین هاشمپور - عباس بابایی - ایرج سیروس - محمد رستم پورنشسته از چپ: سعید صدیقیان - احمد مرادی طالمی - غلامرضا نظامآبادی#پادکست@radiotragedy ...
سلام بعد مدتها بالاخره بازگشت امیر+ به حوزه بیان :) ۱- یک نگاه به فهرست کارام میندازم. متوجه میشم که توی حدود ۶ الی ۷ شاخه مشغول فعالیت هستم و یا میخوام که فعالیت بکنم. به همین دلیله که به هییییچ کدوم از کارام نمیتونم برسم. اما مشکل بعدی که دارم اینه که نمیتونم از هیچ کدوم هم خارج بشم و درد ...
به تو که فکر میکنم، با اجازه آقای براهنی، مطلع شعرش را عوض میکنم و اینطور برایت میخوانم:معشوقِ جان، به خون آغشته منی!میگویم خون و هر وقت که به تو فکر میکنم، نمیتوانم خون را از حافظهام پاک کنم که به نامِ تو سنجاق شده است. حلالترین و محترمترین خون، همان خونی است که برای تو و در راهِ تو ریخته ...
منم و شب و مادر و برادرزاده ۱۲ساله ام که دوست داشت امشب پیشمان بماند دختر بامحبتی هست ولی خیلی حساس شرط کردم که به شرطی بماند که الکی قهر نکند باخنده گفت باشه.کمک حالم هم هست . اما خوب امشب مادر بی خواب است هر وقت در شیفت قبلی خوب خوابیده باشد در شب بعد نمیخوابد و حالا چند هفته متوالی قرعه بی خوابی ...
بسم الله تقریبا میشه گفت از دیشب تا حالا همسر رو ندیدم... نفهمیدم دیشب ساعت چند اومد و صبح ساعت چند رفت ..💔 و احتمالا انتظار من برای اومدنش بی فایده اس و نصف شب میاد و من خوابم برده... + امروز اصلا روز آسونی نبود...همین الان که چالش هاش رو تقریبا پشت سر گذاشتم از اینکه دوباره تو این موقعیت قرار بگی ...
سعی می کنم به خیلی چیزها فکر نکنم. یعنی نباید فکر کنم. یعنی خیلی خوب می شود اگر بتوانم بهشان فکر نکنم. مثلاً به این فکر نکنم که یک سال است بیکار هستم و ته مانده پس اندازم خیلی وقت است که تمام شده. یا به این فکر نکنم که سه سال از عمرم را صرف پوچ ترین هدف دنیا کردم و یک ارزن عایدم نشد که هیچ، در همه چ ...