الان که این متنو مینویسم نمیتونم بگم که چقدر شوکه و متحیر هستم از اتفاقی که امروز تو پدرسه افتاد و خطر از بیخ گوشم گذشت! زنگ تفریح که خورد دیدم هنوز چندتا از بچه ها حدود ده نفر جلو در بوفه تجمع کردند و بچه های چهارم که کوچکترن زیر ششمیا موندن! چندین بار گفتم ه ها زنگ خورده سریع برید کلاس اما توجهی ن ...
باید بگم گند زدم. دوست چ مدام با دوست دخترش بدرفتاری میکرد. سرش بیخود داد و بیداد میکرد و در مقابل بقیه هم مراعاتش و نمیکرد. هی عکس میگیره و اینستا میذاره. میگن بهش وفاداره ولی من چشمم آب نمیخوره. بهرحال یه جا که بد سر دختره داد زد و هممون دپرس شدیم، بعدش به دختره گفتم بنظر من جلوی ضرر و هرجا بگیری ...
به خبری که هم اینک به دستمان رسید توجه فرمائید: هر کس دیگری را سرزنش کند، نمی میرد تا به آن مورد مبتلا شود. فیزیولوژی جنسی می گوید مردان هر روز میلیونها اسپرم دارند که برای بارور کردن میلیونها زن پتانسیل دارد اما زنها ماهی یک تخمک اگر داشته باشند.... روان زیست شناسی می گوید ریشه گرایش زنان به یک نف ...
چطوری بگم،ولی فقط اینقدر 🤌🏻 اینقدر دیگه تا نون حروم فاصله دارم. خودتونگرفتید دیگه؟ 😂😂😂😂یعنی هر چییییییی، هر کااااااااااااااااااااااااااری میکنم تهش بومممم. پوچه. سردرد شدید😂😂خوابم میاد زیاد بخاطر فکر زیاد. اینقدر مغزم خاموشه که ظهر نشستم توی گوشی، دقت کنید توی گوشی، سرچ کردم و اون قسمتی ک یوسف پدر ...
قسمت پنجم: پایانِ ناتمام چند روز بعد، کوچه پر از همهمه شد. خانوادهی آرمان میخواستند جایی دیگر بروند. گندم وقتی خبر را شنید، انگار زمین زیر پایش خالی شد. باورش نمیشد همهچیز اینقدر زود و ناگهانی فرو بریزد. آن روز، از پشت پرده دید که کارگرها وسایل خانهی روبهرویی را توی کامیون میگذارند. دلش میخ ...
نیمهی دوم دههی شصت، اهواز، شبهای تابستانی و سرهایی که از پنجره به سمت پشتبام فریاد میکشید: «یه کم دیگه… یه کم دیگه… خراب شد… خراب شد… خوبه خوبه… تکونش نده» و این پروسهی انتقال پیام به کسی که داشت روی پشتبام آنتن سنگینِ لعنتیِ تلویزیون را میچرخاند، شبهای شرجی کوتاهتر و شبهایی غیر از تابستا ...
به نظرم فیلمهای عباس کیارستمی اصلا فیلم نیست، یه مفهوم فوقالعادهی دیگه است. استفاده از نابازیگر کم بود، فکر کنید یک داستان واقعی پیش اومده، یکی رفته خودش رو به جای محسن مخملباف جا زده، یه جورایی سر یه خانوادهای رو کلاه گذاشته، بعد بیای […] ...
این روزها که در حال دست و پا زدن برای رد شدن از این شرایط اسفناک هستم،مغزم اجازه فکر کردن به واقعیت ها را به من نمی دهد و تا می خواهم فکر کنم که چه شد و چرا اینطوری شد و اینا، مغزم دستور پخش تصاویر لحظات دوست داشتنی زندگی ام را می دهد و بدین ترتیب کلا زمانی برای غصه خوردن ندارم .مثلا امروز که خسنه و ...
دلم می خواد یه برگه بردارم روش بنویسم از تاریخ این تا این بامن کاری نداشته باشین... رو اعصاب من رژه نرین یه صبحونه اس بردارین بخورین یه نیمروئه دوتا تخم مرغ بردار بپز.. ولی مگه می تونن؟!! حتما صبح باید منو بیدار کنن درکی که ندارن هیچ، صداشونم بلنده... چیزیکه اونا می بینن ازاول شب خوابیده الان صبح دی ...
معرفی رمان «سرهای بالا» نوشته رضا نوروزی عبدالهی (با نام مستعار «ر ن ع – هیچ») یکی از آن آثاری است که نه تنها شما را با خود به دنیایی پر از فلز، احساس و فلسفه میبرد، بلکه در پایان، نگاهتان را به زندگی، عشق و انسانیت عمیقاً دگرگون میکند. این رمان حاصل بیش از دو سال تفکر و پژوهش نویسنده دربارهٔ قلب ...