۱. دیروز تو جلسه رئیس یه موضوعی رو مطرح کرد. گفتم فلانی تو این زمینه یه مقاله نوشته. گفت مقالهشو بیار بخونم. بعد از جلسه خواستم پرینت کنم که پرینتر وصل نشد و گذاشتم برای امروز. معمولاً این چیزا رو روی کاغذ باطلۀ یکروسفید میگیرم. برای ایشون هم همین کارو کردم و روی باطله گرفتم. صفحهٔ اول پرینت هم د ...
بالاخره ادم مجبور است شده با چراغ قوه و پروژکتور بگردد در اتفاقات روز و شبش تا یک اتفاق خوب پیدا کند و دلش را به آن خوش کند.چقدر ادم غر بزند که این چنان و آن چتان.(اوه نه این را باید بگویم فکر می کنم تا آدم پشت فرمان ننشیند نمی تواند تخمین درستی از میزان دیوانگی این مردم داشته باشد) خوب غر زدن بس ا ...
بسم الله بالاخره بارون پاییزی به ماهم رسید + خرما روغنی یه دسر بومی و محلی قدیمی استان هرمزگانه که وقت بارون میاد درست میکنیم و حس نوستالژی میده...حس بچگی هامون... +قبلا ها تو خونه بابام بچه بودیم بارون که میزد مامانم برامون درست میکرد ...امروز بعنوان مامان خونه درست گردم پسر نوش جان کرد و خیلیم دوس ...
امروز صبح که بیدار شدم گریه کردم! موقع شستن صورتم و مسواک زدن گریه میکردم. توی تاکسی گریه کردم. سر ناهار گریه کردم. موقع نواختن ویولن توی کلاس گریه کردم. وقتِ برنامهنویسی گریه کردم. پیادهروی میکردم، بارون میومد و منم گریه میکردم. دیدی؟ من همونطور که تونستم حالِ خوب رو خیالبافی کنم، امروز حالِ بد ر ...
💠 #نشست_بیستوششم:وضعیتشناسی عینی زن مهاجر افغانستانی؛ او کیست؟ بر او چه رفته است؟در این نشست، بار اصلی روایت بر دوشِ صاحبانِ تجربه است؛ زنان مهاجر که بهتر و دقیقتر از هر ناظری، حق روایتِ زیستهٔ خود را دارند.سهم من بهعنوان کسی که در جامعهٔ میزبان حضور دارد، این است که بیتعارف دربارهٔ سازوکارهای ...
Forwarded From انجمن راحلانجمن راحل با همکاری خانه اندیشهورزان برگزار میکند:🔹 سلسله نشستهای وضعیتشناسی مهاجرین افغانستانی در ایران💠 #نشست_بیستوششم:وضعیتشناسی عینی زن مهاجر افغانستانی؛ او کیست؟ بر او چه رفته است؟▪️ محورها:۱. هویت: تحلیل گونهشناسی هویت زن مهاجر افغانستانی؛ از الگوهای سنتی تا ز ...
ما تا زندهایم چارهای جز زندگی کردن نداریم؛ ما ناچار به ادامه دادن، لذت بردن از داشتهها و درس گرفتن از اشتباهاتیم.(@mahdyartian) ...
امروز قرار بود برای چند دقیقه برم در یک جلسهای نظرم رو بدم و برگردم، چشمتون روز بد نبینه چهار ساعت توی جلسه بودم. دیگه آخراش اصلا حالم خوب نبود، چون همزمان بعد از ناهار مسموم هم شده بودم و اصلا یه حال بدی بودم. […] ...
کاش هیچوقت یادم نره: سختترین روزها و سختترین شرایط هم میگذره، وقتی یه آدم درست، یه دوست واقعی کنارت باشه که درکت کنه، که کمکت کنه. ...
هفته پیش خونه رو از بیخ و بن مرتب نکردم الان حوصله زندگی توش و ندارم ب نظرم بقیه امروز و برم پی تمیز کاری اینطوری نمیشه زندگی کرد البته چون دیروز روز اول باشگاه رفتنم بود امروز همه جام گرفته ولی تو این خونه تا مرتب نشه هم نمیشه زندگی کرد پس ترجیح میدم با درد خونه مرتب کنم تا اخر هفته بتونم اینجا زند ...