قبلاً هم گفته بودم که برای سالها، نوشتن در مورد پزشک شدن در سن بالا را به تعویق میانداختم. اما همیشه این سؤال را میپرسیدند و میپرسند که فلان سن برای خواندن پزشکی دیر نیست؟ تقریباً یک سال پیش در نوشتهی «شروع تحصیل پزشکی در سن بالا» این موضوع را باز کردم. حرفی که در […] نوشته تصویر یک «امکان» و ف ...
همانگونه که سوختبار موشکها، ایمان است؛ باید نتیجه اصابت موشکها هم، تقویت و بالارفتن ایمان باشد؛ نه اینکه با غرّه شدن به قدرت و قوت خود از قدرت یداللهی غافل شویم! فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَکِنَّ اللَّهَ... ...
از اواسط مرداد که شروع جابهجایی خانه بود تا به الان، یکی از فشردهترین دورانهای زندگیام را تجربه کردم. تصورش را هم نمیکردم که بشود اینقدر فشرده گذراند. الان هم که مینویسم، انبوهی از کارهای خرد و کلان منتظرم هستند. اما به خاطر خودم هم نیاز داشتم که کمی اینجا بنویسم. اول از همه بگویم […] نوشته ...
دیروز ۱۶ ام شهریور روز بلاگستان فارسی بود. دقیقا ۲۳ سال ۱ روز پیش یک دانشجوی رشتهی کامپیوتر به اسم سلمان جریری اولین پست وبلاگی به زبان فارسی رو در اینترنت منتشر کرد. راستش داشتم به این فکر میکردم که چرا روز فیسبوکستان فارسی رو نداریم، یا اینستاگرام فارسی و یا تلگرامستان فارسی رو نداریم، در انتها ...
گفت: امروز چه چیزی یاد گرفتی؟ امروز چه سؤالهایی برایت پیش آمد؟ گفتم: ماجرای آنتیبیوتیک یک یادآوری برایم بود که راحت نپذیرم؛ هر که گفته باشد. گفت: میدانی تفاوت ما در چیست؟ تفاوت پزشکها، تفاوت پزشک با بقیهی کادر درمان، تفاوت افراد. تفاوت در این است که چقدر آنچه را که میبینند، بدیهی میپندارند. ...
شما هم اینطور هستین که نوشتن توی وبلاگ براتون سخت شده باشه یا فقط من اینطور هستم؟! یک جورهایی این ذهنیت رو نسبت به وبلاگ دارم که پستی که منتشر میکنم باید طولانی باشه یا محتوای ارزشمند و خاصی داشته باشه تا ارزش انتشار رو داشته باشه یا با نگارش مناسب محیط ارزشمند اینجا باشه ولی همینکه اومدم و از دور ...
«بنده دلم میخواهد این جوانان ما شما دانشجویان؛ چه دختر، چه پسر و حتّی دانشآموزان مدارس – روی این ریزترین پدیدههای سیاسی دنیا فکر کنید و تحلیل بدهید. گیرم که تحلیلی... ...
آیزایا برلین برخی روشنفکران روسیهی عصر شوروی را از نزدیک میشناخت؛ از جمله، دیدارهایی با بوریس پاسترناک داشت و رمان دکتر ژیواگو را پیش از انتشار خوانده بود. او جدا از خاطرات دیدارهایش با پاسترناک، دو یادداشت کوتاه دربارهی تنها رمان این بزرگترین شاعر قرن بیستم روسیه نوشته است برای مطالعهی متن کام ...
چند روزی میشه که از این اتفاق میگذره و میخوام در مورد حس و حال اون لحظات بگم. خانهی یکی از همسایههای من آتش گرفت، اون هم نه به خاطر سهل انگاری یا اشتباه فردی، به خاطر مشکل ماشینهای ایرانخودرو که یک ماشین پژو پارس که در پارکینگ خونه بوده، شروع به آتش سوزی میکنه ( برای اطلاعات بیشتر، خوندن این مق ...
عجب قیامتی بود این انتخابات ریاست جمهوری؛ به معنای واقعی «یوم تبلی السرایر» بود؛ روزی بود که اسرار نهان انسان آشکار شد؛ چنانچه که قرآن کریم این نام را برای... ...