به قدری خلوته که فک میکنم وبلاگم خراب شده !!! کجایید چرا نیستین؟ ...
کلمات کلیدی: قُله: تُپُق رهبری که ملت رو نشئه کرد. تلویزیون: حذف چهره های محبوب. چه هنرمند، چه روحانی و چه اندیشمند رسانه: کذب محض. اخبار سفارشی. افشای نصفه نیمه با حروف اختصاری. موشک: عراق: در حال خروج از جبهه مقاومت. معیشت: تخم چپ همه ی مسئولین. اقتصاد: پروژه ناقص الخلقه ی انقلاب اسلامی. آسِ ...
"کوچه بازار" پر است از نظریات و ایدئولوژی های مختلف ، در مواجهه با آنها گاهی مشتاق میشوم و گاهی حس انزجار از اظهار نظری روانم را آزار میدهد. اگر چه مورد توهین قرارگرفتن حس خوبی ندارد ولی به قول شهید مطهری "ایدئولوژی هر کسی مبتنی بر جهان بینی اوست" جهانبینی و نحوه نگرش به وقایع در افراد و گروه ها نت ...
سال 403 سال عصبی بودن، دلخوری، قهر و نامهربونی بود برای من اما با این وجود نمیشه از خوبیهاش گذر کنم چرا که تجربههای به خصوصی داشتم. سالی که تونستم رانندگی کنم و تنهایی مسیرهای مختلفی رو برم و بیام تا جایی که به مهارت خوبی تو رانندگی برسم. چندبار جریمه شدم، دوبار بخاطر سرعت و سبقت غیر مجاز و هر دوب ...
فرض کنید در مسابقات پرش از روی مانع، شرکتکننده نفر اول با هزار زحمت و تلاش خود را به خط پایان میرساند و همان موقع که همهچیز خوب بهنظر میرسد، پایش به مانع برخورد کرده و کلهپا میشود. طوریکه بقیه شرکتکنندگان نیز با برهم خوردن مانع و افتادن نفر اول، تمرکز خود را از دست داده و پایشان به دیگری گ ...
از برنامه های تو سرتون بگین از تغییراتی که میخواین امسال به عادت هاتون تبدیلشون کنین از اهدافی که امسال باید بهش برسین از حذفیات زندگیتون ...
سریال کره ای خانه ی کامل با بازی سونگ هه کیو و رین : سونگ هه کیو یه خونه ی لوکس داره کنار دریا ، ولی درواقع فقیره و کار هم نداره . دلش میخاد نویسنده شه ولی استعداد نویسندگی هم نداره . چون زیاد معاشرت نداشته و تخیلش هم زیاد قوی نی . دوتا دوست عوضی و کلاش داره اونا براش یه بلیت چین میدن و می فرستنش ...
به سانِ نَقبی که دنبال-روی امتداد آن می شوی نقبی که خود در نقب-راهِ دیگری ست در ژرفای میان-تهیِ یک مَغاک که هرگز نور خورشید را به خود ندیده است! همانند پاشنۀ دری که در یک رؤیای نیمه-از-یاد-رفته می چرخد همچون آب-چین ها و ریزموج هایی که از بابت پرتاب یک سنگ ریزه اندر مَسیلِ یک نَهر متولد می شوند . د ...
حس میکنم روحم تو جهان های مختلف زندگی میکنه اصلا سر همین اسم این وبلاگ دنیای موازی من انتخاب شده؛ خوب که دقت میکنم میبینم خودم به میل خودم دنیاهای مختلفو میارم تو زندگیم، انگاری روحممم تاب موندن تو یه دنیارو نداره هی میخاد سرک بکشه اینور اونور، آخه سیرم نمیشه طفلک، نمیدونه چی میخواد سردرگمه اما باز ...
دیر زمانیست که به آینده فکر نکردم. درگیر گذشته و اتفاقات پیش پام که به تلخی میزد بودم. یهو به خودم اومدم میبینم، من چه برنامه ای برای آیندهم دارم؟! مثلکسی که ناخواسته یه طنابی رو از سمت نامعلومی بگیره و به سمت خودش بکشه، انرژیههای منفی رو هی به سمت خودم با خودخوری، ترس،حرص خوردن، غمگین بودن، غر زد ...