این عجله من برای خداحافظی و ننوشتن نمی‌دانم از کدام خراب‌شده‌ای نشئت می‌گیرد. اما این بار چهارم است و این بار امیدوارم به درازا بکشد. میانه اتفاقات دی ماه نیاز شدیدی داشتم که برای مدتی طولانی یا ننویسم یا ناشناس مهملاتم را منتشر کنم. در ناامیدی، امیدواری، عشق و دیگر چیزها گفتم که مدتی نیستم. اما این ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

چند روزی‌ست فن کیس کامپیوترم به‌صدا افتاده است. همه چیز این زندگی دارد به سر و صدا می‌افتد. شبی نیست که این کتابخانه از هزارجایش صدا درنیاید. جنی، روحی چیزی داخل ام‌دی‌اف‌های این کتابخانه گیر کرده است. خیلی دستم به نوشتن از تو هم نمی‌رود. می‌خواستم این صداها را هم گردن تو بیندازم. که نیستی. طبق معمو ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

توضیح زیادی ندارم. این دو کتاب رو امروز خوندم. هر دو دو جهان از تنهایی مفرط، تنهایی پر از عشق و جادو رو به تصویر کشیده بودن. اگرچه ژانر کنستانسیا خیلی رئالیسم جادویی نیست اما منو خیلی یاد صد سال تنهایی انداخت. کتابی که خیلی روی من تاثیر داشت.من گنجشک نیستم هم از عشق و مرگ می‌گه. چیزی که امروز به هر ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

صدای جیک جیک پرنده‌ها را که می‌شنوم، یعنی آن شب از دست رفته است. در محوطه مجتمع که چندین درخت بلند دارد، پرنده‌ها درست شبیه یک ساعتی که کوک کرده‌ای، با طلوع اولین پرتوهای آفتاب صدایشان درمی‌آید. این را که بشنوی می‌توانی فردا بهانه داشته باشی که دیشب خوابم نبرد. البته کسی دوست ندارد این‌ها را بگوید. ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

این ربطی به نوستالژی و این کلیشه‌ها و تراماهای عشق به قدیم ما ایرانی‌ها ندارد. امروز داشتم فکر می‌کردم که چقدر از آخرین باری که استانبولی خوردم می‌گذرد. شاید چند سال. البته اگر هم زیاد نگذشته بود تفاوتی ایجاد نمی‌کرد. ماجرا اینجاست که ما هیچوقت استانبولی را با گوشت درست نمی‌کردیم. برنج بود و رب و پی ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

(در این مطلب از عبارت «به نظر من» بیشتر از همه استفاده شده. یعنی این نظر منه، نه اثبات یک فرضیه از طریق دانش و فلان. چیل دَدی! چیل!)یه مشکل بزرگی که ما ایرانی‌ها داریم اینه که فکر می‌کنیم «سختی کشیدن»‌ در این کشور به اشکال مختلفش، باعث میشه ما بهتر بفهمیم و بیشتر بدونیم. مثلا یکی که زندگی فقیرانه دا ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

یک - امروز فیلترنت وصل شد. من ۴ ماه قبل پیش‌بینی کرده بودم که هیچوقت وصل نمی‌شه مگر اینکه عقلی در اینجا جوونه بزنه یا کسب‌وکارها فشار بیارن. که احتمالا دومی پیش اومده. خوشحال نیستم، فقط کمی احساس می‌کنم سبک‌تر شدم.دو - با وصل فیلترنت، مطالبی که توی ویرگول امروز منتشر شده هم خیلی کاهش پیدا کرده. بلاگ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

اسامی مختلفی داشته‌اند. وهم‌ها را می‌گویم. کسانی که پیش‌تر نبوده‌اند یا بعدتر جای خودشان را به وهم دادند. از وقتی که به درک بهتری از این رسیدم که من در مرکز جهان و توجه نیستم، بلکه غباری کم‌ارزش در پهنه این کهکشان و این تاریخ طول و دراز هستم، از ابراز خودم و این وهم‌ها کمتر می‌ترسم. چون که حتی در به ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

آخرین نامه‌ای که گرفتم سال ۲۰۰۰ میلادی بود. اگرچه بعد از آن بسته‌های زیادی گرفتم اما هیچکدام نامه نبودند. منظورم از نامه سیمکارت و کارت بانکی و... نیست. نامه به آن شکل اصیل خودش که کسی با دست‌خط خودش چیزی برایت می‌نوشت و چند روز تا چند هفته بعد به دستت می‌‌رسید.شش - هفت ساله بودم و با آن قد و قواره ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

کسایی که به معنای واقعی کلمه مثل من سریال‌باز هستن، زندگی‌کردن و بزرگ‌شدن با کاراکترهای سریال‌هارو بهتر درک می‌کنن. من اصلا درباره سریال ایرانی صحبت نمی‌کنم. سریال‌های ایرانی اصلا هیچوقت در این ابعاد بزرگ نشدن و نمی‌شن. چون معمولا هزار شکل سانسور می‌شن و اون داستانی که باقی می‌مونه هیچ ربطی به پیرنگ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید