https://www.instagram.com/p/CF1yd19BJKT/?igsh=YXI0emc5MWx2aDdiInstagram@arefehhajhoseiniزمستان باید سرد باشد اما برای من فرار کرده از تهران پر از دود و آلودگی،زمستان گرم است،خواستنی ست ،با نسیمی خنک و بی وزن ،اینجا جزیره کیش است .به شب یلدا فکر نکردم و قبل از اینکه تلفن را قطع کنم گفتم :بیای خونه ،ن ...
امروز تولد الف است.از ان سال هشتاد وهشت لعنتی که زندگی او را گذاشت توی کاسه ام،هر سال چهار روز قبل تولد خودم برای او کادو می خریدم تا جدایی.ایا از این راحت تر است که تولد زنت چهار روز بعد از تو باشد ؟الف خنگ بود.هرسال تولدم گند میزد.شاید هم خسیس بود.اگر میخواست مهربان باشد پرتوقع تر می شدم هرسال.ام ...
به مامان می گویم یک مدت است همه اش عدد جفت میبینم.میگوید تو خرافاتی شدی.من خرافاتی شده ام.دوست دارم از این جهان بی معنا و نشانه وصل شوم به یک خبر خوب،به اینکه امید برمیگردد به زندگی ام و اینطور بی ذوق و اشتیاق روزها ادامه پیدا نمی کند.«کاکایی ها غالبا چنان نزدیک به من بر زمین می نشینند که نفس در سی ...
کیسه را داد دستم و گفت :معلومه ادمی هستی که دلش زنده ست.این تعریف بهم چسبید بیشتر از هرچیزی که این روزها از ادم ها می شنوم.که چقدر لاغر شده ای .چه خوشگل تر شده ای.یا بهت نمی اید بچه داشته باشی.فکر کردم این را هم از پدر دارم.سال اخر اپارتمان را تحویل گرفت.امپول های شیمی درمانی ظاهرش را کامل بهم ریخت ...
شاید باید در میانه ی عمر این چنین تنها می شدم، در درون و برون، تا بالاخره بفهمم تنها جهان خود من است که اصالت دارد.نه ادم هایی که به زندگی ام راه میدهم.بعضی وقت ها به خاطر تمام ساعت هایی که فکرم درگیر کسی بوده که حالا پشیزی هم برایم مهم نیست خجالت می کشم.حتا از شرم خشم میگیرم که دیدی این هم قدر تو ر ...
انگار گره خورده باشم.تمام روز دارم روی گره کوری که خورده ام کار میکنم.کلافه ام.بی حوصله ام.و دلم میخواهد این روزها تمام شود و من دیگر منتظر برگشت او نباشم.به خاطره ی کمرنگش چسبیده ام چون اگر همین را هم ول کنم توی برهوت این دنیا گم می شوم،بی هیچ سرنخی.انگار هیچ کس را تا حالا دوست نداشته ام.انگار هیچ ...
Nejatam BedeHamid Rakhshandeh🗣 حمید رخشنده📸 Instagram🎧 موزیکهای مشابه تو اپلیکیشن ...
داشتم فکر میکردم برای در امدن از این حال ناگوارم که تعریفی فعلن برایش ندارم ،یک:باید گریه کنم،دو:باید بنویسم.باید قطار کلمات را ردیف کنم روی کاغذ و ذهنم را خلاص کنم از این مه غلیظی که دورش را گرفته.گریه ام نمی اید.وقتی قرص میخورم اشک ها نابود می شوند.غم شدید و شادی عمیق را حس نمی کنم.اما بدیش این اس ...
تصمیم را بعد از اینهمه سال مقاومت _من به ظاهر اهمیت نمیدهم و اگر دماغم بزرگ است عوضش چشم هام برق خودش را دارد و لبخندم قشنگ است و مهم عمیق بودن است و نچرال بودن شیک تر است و بسیاری توجیهات دیگر _بالاخره گرفتم.نه زیاد بهش فکر کردم نه نتیجه اش را در نظر گرفتم.دلم شکسته بود داشتم فکر میکردم حالا چه کا ...
از همه چیز کناره گرفته ام .حتا از نوشتن.که زمانی نجاتم می داد.باید می پذیرفتم که با اولین از دست دادن سوگ های بی پایان شروع میشود.و من از پسش برنمیایم.من از پس هیچ کدام از زخم هام برنیامدم.من تن لش و تنبل نبودم اما لوس و وابسته بودم.امروز که عمو مجید بغلم کرد فهمیدم هنوز هم محتاج گرمای تن مردهای گند ...