یکم: صبح که پتوی مسافرتی را از توی کیسه پارچهای بیرون کشیدم تا از خودم جلوی باد بیامان کولر -آن هم توی این سرماخوردگی که معلوم نیست قرار است کِی تمام شود- محافظت کنم، دلم برای خودم سوخت. از وقتی یادم میآید، دمای شرکت هیچوقت مناسبِ من و همین تعدادِ کمِ همکارهای خانم نبوده است. دما همیشه متناسب با ...
صبر کنید، همه یک لحظه سکوت کنید...میخواهم چیزی به شما بگویم: لحظهای که شرایط، هرجومرج و حیوانی باشد، ما میرویم. پس اگر میخواهید بدانید چه خبر است، متمدنانه رفتار کنید!رفتار تام باراک -دیپلمات آمریکایی- با خبرنگاران لبنانی را نباید یک اتفاق لحظهای یا رفتاری صرفاً عصبی و از روی بیحوصلگی دانست. ...
Forwarded From یادداشتها | فاطمه بهروزفخرشاهنامه خوانی پیرمرد ۹۰ ساله بختیاری در شهر ایذه | جنگ رستم و سهراب و گریه برای جوانی سهراب. در هیچ کجای این سرزمین چنین پیوندی ژرف را نمیتوانی یافت که این پیرمرد روستایی بختیاری هنگام بازگو کردن آن تراژدی بیمانند اینگونه تاب از کف بدهد؛ گویی که او هماکن ...
در بسیاری از اساطیر و روایتهای کهن، آب با زنان و خدایان مؤنث پیوند خورده است: از الهههای چشمهها و دریاها در تمدنهای باستانی گرفته تا روایتهای محلی که زن را نگهبان سرچشمه و پاسدار حیات میدانستند. این پیوند، علاوهبر جنبه نمادین آن، بهنوعی بازتاب تجربه زیسته زنان در مراقبت از زندگی روزمره نیز ...
حقِ بیماریِ تماموکمالزور ترکیبات خوابآور قرصهای سرماخوردگی همیشه بیشتر است؛ و زورِ خمودگی و کسالت و میل بههیچکاری نکردن. با اینحال، گاهی زورِ زندگی و تلاشهای کوچک هم با تمامِ کمبنیه بودن، نسبت به حجمِ زوری که کسالت و یکجانشینی دارد، چشمگیر است. چشم باز میکنی و میبینی، روزت آنقدرها هم بد ...
کِل زنان روی سکوهای ورزشگاهیکی از نقدهایی که عموما نسبت به حضور زنان در ورزشگاه مطرح میشد، این بود که زنانِ غیرپایتخت و شهرهای کوچک هم باید از این حق حضور در ورزشگاه و تشویق تیم محبوبشان برخوردار شوند. رفع تبعیض جنسیتی، نباید منجر به تبعیض طبقاتی میشد. خبر خوب این است که کمکم زنان شهرهای دیگر هم ...
یَمن همون رفیقیه که سرِ دعوا، فقط فحش نمیده؛ بهخاطرت میاد وسط میدون.خب! من، مقصد ایدئالم برای مهاجرت احتمالی رو انتخاب کردم: یمن! یمن! وَ مٰا أدْراکَ ما یمن!#تحيا_اليمن ...
Forwarded From یادداشتها | فاطمه بهروزفخراین شانههای گردگرفته چه ساده و صبور وقت وقوع فاجعه میلرزنداینان هرچند بشکسته زانوان و کمرهاشان استادهاند فاتح و نستوه بیهیچ خان و مان |قیصر امینپور|دوربین ساسان مویدی و نگاهِ عزیزش اگر نبود، آن روز اینطور بهلطافت و شکوهمندی برای ما که جنگ را ندیدیم ام ...