یک هفته قبل از شروع اغتشاشات در ایران ، یعنی روز یازدهم دی ماه سال 1404 ، خواب عجیبی دیدم . دیدم که هواپیماهای بزرگ اومدن داخل شهر و سقوط کردند و صداهای انفجار مهیبی رخ داد و تقریبا برام قطعی شد که ایران دوباره مورد هجمه دشمنان قسم خورده اش قرار می گیرد .( مطلب قبلی رو بخونید که اونجا همین خواب رو ت ...
روز آخره بیانِ آره؟ :)))) چقدر درد داره. ممنون که مهمون گرین گیبلرز بودین و آنه شرلی پر حرف رو تحمل کردین خداحافظ... ...
من یاسهای کویتی زیر و لای برخی پستها را برمیدارم پوست آبنباتها را جمع میکنم اندیشههای بوقسگی را به مغزم باز میگردانم مجری سنگین خاطراتم را در آغوش میگیرم میبوسمت؛ دو بوسهی آرام و یک بوسهی محکم بدرود بدرود عزیز من ...
تقریباً همه خداحافظی هایشان را انجام دادهاند و منتظر اجرای حکم اعدام ماندهاند! آمرین حرف ها، وصیت ها، مرگی که طبیعی نبود و به دست اجل رقم خورد! پایان وبلاگنویسی در بیان را میگویم. وبلاگنویسی جان آخر خود را هم داد. حدود هفت پست آرشیو شده برای انتشار با عنوان های سیگار-۲، آیدای بیشاملو، فلا تَنه ...
با اینکه زیاد روزهای بارونی رو دوست ندارم اما امروز یه روز بارونی زیبا بود و حوالی ساعت سه بعدازظهر, در آرامش مشغول تمرکز روی مطالب فایل pdfم بودم که یکهو صدای تند موسیقی عربی کل محله رو فرا گرفت. نمیدونم "بازار خرمشهر" چاوشیو شنیدید یا نه ولی هروقت به گوشم میخوره یه میل فزاینده به رقص وجودمو بیقرار ...
نمیدونم اصلا برام هیچی اهمیت نداره فقط میخام اینترنت برگرده و من برگردم به دنیای اوپاهای خودم و دنیای فانتزی خودم . هیچی مهم نی . جنگ . دعوا . شکست یا پیروزی . مرگ . صدای بمب یا هرچی . کس کشای ظالم که هنوز زنده آن و هیچیشون نشده . هرشب آرزو میکنم تیکه تیکه شن . هرشب میگم این جنگ فرصتی برای مردن این ...
چیزی هست که بخوایین بگین؟ دقت کردین مثل آنشرلی هیچوقت نمیتونم ساکت بمونم؟ ...
سخن پایانی؟ ...
اگه بیان بسته شه من کجا برم پست بخونم نوشته بخونم از بی حوصلگی در بیام . همینجوری هم حوصله ام سر رفته . کجا برم ؟! خودم اواره ام . تو دنیای مجازی هم اواره م کردن . ...
توی چند روز گذشته اصلا حال و حوصله هیچیو نداشتم. امروز خیلی اتفاقی تصمیم گرفتم سر بزنم به بلاگ... انگار وقت خداحافظی رسیده. متاسفانه اون اوایل که اینجا مینوشتم خیلی از مطالبشو پاک کردم. البته هنوزم یه تعداد زیادی مطلب دارم که به حالت پیشنویس در آوردم. الان داشتم اونارو بازبینی میکردم. خیلی برام ج ...