اینجا خیلی قشنگه خیلییییی منو پرت میکنه به 15 سال پیش روزی که اولین بار خواستم یه وبلاگ داشته باشم اصلا ادم باورش نمیشه این هم سال گذشته 35 سالمه ...خیلیه ... انگار خیلی از خاطراتم واسه دیروز بود شبای که میرفتم رو پشت بوم و راه میرفتم و با خدا درد و دل میکردم چقدر زمان زود گذشت عین یه چشم بر ...
۱. بهواقع دلم برای وقتایی که پستام عنوان خاصتر و مشخصی داشتن یا بهصورت جمله و حاوی پیام بودن و اینجوری از هر وری دری نبودن تنگ شده. ۲. امتحانات نوبت اول از این هفته شروع شده و دیماه فقط مراقبت داریم و کلاس و تدریس تعطیله. خوشحالم از این بابت. این هفته یه دونه مراقبت داشتم که با یکی از همکارا جا ...
حسین پاینده بهزودی دو کارگاه برگزار خواهد کرد. شرح محتوای این دو کارگاه را میتوانید در ادامه بخوانید. اطلاعیهی «کارگاه اگزیستانسیالیسم در ادبیات داستانی» ادبیات نوعی اندیشهورزی است و به همین سبب آفرینش متون ادبی، از دیرباز تاکنون، با ژرفاندیشیِ فیلسوفان مقایسه شده است. به طریق اولیٰ، بخش بزرگی ...
رفتم پیش دکتر. دقت کردهاید میگویم دکتر، و نمیگویم دکترم؟ یعنی عرضم این است که به این جزئیات توجه کنید؛ البته نه در اینجا، چون اینجا که یک مشت خزعبل بیش نیست، در زندگیتان. هرچند خود زندگی هم خزعبلی بیش نیست و از آمدن و رفتن ما سودیش کوجیست (ها ها ها). داشتم میگفتم که رفتم پیش دکتر. راستی جنسی ...
4/10/1403 تاریخی که تماس گرفتم دو روز پیش بالاخره باختم به دلم باختم بعد این همه وقت جنگیدن و بردن اینبار باختم به قلبمو دلتنگی سفت یقه زندگیمو گرفت و باعث شد بهت زنگ بزنم و خب لکر نمیکردم با دیدن شمارم بهم زنگ بزنی ولی زدی ، زدیو از دلتنگیام گفتم زدیو از دلتنگیات گفتی زدیو دلم تا همین الان داره از ...
یکی از چیزهایی که بعد از دیدن دوباره اپیزود کارآگاه دروغگو نظرمو جلب کرد دیالوگ های مری خیالی بود. بریم ادامه مطلب- ادامه مطلب ...
چراغ چی؟ روشن چی؟ اصلا چراغ کدام جا؟؟ خدمت تون عارضم که بالاخره بعد از کلی علافی ما توانستیم وسایل مدارهای الکتریکی فراهم کرده و به طفلان تشنه چهارمی عرضه کنیم تا که اکتشاف کرده چطور لامپی روشن میشه! روش کار ما این بود که اول یک لامپ روشن کنند. بعد دو لامپ را روشن کنند و در غول آخر هم یک کل ...
بچه که بودم با افتخار به مادرم میگفتم میتونم هروقت بخوام هر خوابی که بخوام ببینم، انگار یه سیدی رو انتخاب میکنم و میذارم توی دستگاه. منظورم اون خیالبافی قبل از خواب بود. بزرگتر که شدم باز با افتخار میگفتم هیچوقت حوصلهم سر نمیره چون ذهنم رو دارم و میتونم باهاش داستان درست کنم و سرگرم بشم. ...
قبلا هم تجربه استمرار داشتم ، اما چیزی که الان بعد از 2 هفته استمرار رسیدم اینه که لازم نیست حتما کارهارو فشرده کنی لازم نیست حتما کارتو خفن انجام بدی قرار نیست حتما توی همون مرحله اول و اقدام اول کامل باشی. قرار نیست اگر میخوای گزارشی بدی کامل و همه چی تمام بشه. قرار نیست بعد از چند روز کارتو بیشتر ...
یه روز توی یه ظهر شلوغ، وسط کارای روزمره، همون لحظهای که فکر میکنی زندگی روی ریل افتاده، یه چیزی یهو میزنه زیر پات. شاید یه حرف از طرف یه آدم غریبه، یه سکوت عجیب وسط یه مکالمه، یا حتی نگاهت به ساعت که داره دیر میشه و قراره یه قرار رو از دست بدی اما همچنان کیش و مات سر جاتی و تکون نمیخوری... فرق ...