خانم چینی میز کناریام در کافه پشت سر هم به دوستش میگوید دو دو دو دو دو. احتمالا دو معنی بله و آره میدهد. اینکه میگویند در محیط زبان را یاد بگیرید یعنی همین. کم کم دارم چینی یاد میگیرم. ...
بیش از یک ماه از درگیری غزه میگذرد؛ جنایات عظیمی رخ میدهد و ما همچنان تماشاچی!اینکه هیچ کاری نمیکنیم، تماشاچی هستیم، حداقل دست به دعا و صدقه نمیشویم؛ این به... ...
«یکی توی 20 سالگی فارغ التحصیل میشه ، ولی پنج سال طول میکشه تا یه شغل مطمعن پیدا کنه. یکی توی 25 سالگی مدیرعامل میشه و توی 50 سالگی میمیره. درحالی که یکی دیگه توی 50 سالگی مدیرعامل میشه و 90 سال زندگی میکنه،یه نفر هنوز مجرده درحالی که یکی از دوستای مدرسش بابابزرگ شده. اوباما توی 55 سالگی بازنشسته شد ...
سلام صدای مرا از ادامهی زندگی میشنوید! از پاییز بیوفایی که به دو و با عجله میرود... با بارانهای نباریدهاش، با برگهای زردی که نمیدانم کجا ریخته که ندیدمش. و درخت خرمالویی که یادم نیست کجا دیده بودمش، لخت از برگ و سرشار از قلبهای نارنجی. دلم برای کلمات تنگ است. دلم برای بافهی دوست داشتنیا ...
مرزهای مقاومت مستندی است در شش قسمت ساخته وحید فرجی؛ این مستند تاریخی در موضوع شکلگیری رژیم غاصب صهیونیستی در ۱۹۴۸ میلادی میباشد؛ البته این موضوع قسمت اول این مستند است... ...
مسیر زندگی ما پر از چالش های متفاوته و همین چالش ها و نحوهی برخورد ما با اون ها شخصیت ما رو شکل میدن و ما رو تعریف میکنن.حالا هرکس به طریقی سعی میکنه با این چالش ها گلاویز بشه و رفعشون کنه، بعضی ها هم زانوی چه کنم چه کنم بغل میگیرن و با هزار جور استرس و فشار روانی تهش میبینی هیچ اقدامی نکردن و کا ...
درحال گپ و گفت با عمه و برادرم بودیم و روی لبامون خنده جا خوش کرده بود که گوشی رو باز کردم و طبق عادت اول سری به تلگرام زدم؛ آخرین پیام های کانال ها رو نگاه میکردم که چشمم به دیجیاتو خورد و به امید معرفی تکنولوژی جدید بازش کردم. اما با خبر مرگ صابر راستی کردار مواجه شدم... خوندن خبر مرگ صابر راستی ک ...
لباسش را تکاند و گرد آشنای تنفر چکید و در هوا محو شد. آلت قتاله به دور دست پرت کرد و به مقصود کنار زدن پرده اشک، دست خونین، بر صورتش کشید. الفبای اشک ولی، قطره شد و بر گونه خندان لغزید. پایانی در کار نبود. هر پایان آغاز دیگری بود؛ عاقبتی نافرجام برای شروعی مایوس. از زاویه ای نه خیلی دور و نه خیل ...
حدود اواخر اردیبهشت 1401 بود که استودیو پیکسار برای اولین بار با انتشار یه کانسپت آرت، خبر از یه انیمیشن جدید به اسم عناصر (Elemental) داد. دقیقاً همزمان با این خبر، خلاصه داستانش هم با این توصیف که "توی شهری که آتش، آب، خاک و هوا با هم زندگی میکنن، دو شهروند متوجه میشن که شباهت های زیادی با هم دارن ...
من دلم نمیخواست که اینطور باشم؛ سرد؟ خشمگین؟ بیتفاوت؟ غمگین؟ نمیدونم اسمش چیه، شاید بشه گفت خالی از حیات. دیشب خوابم نمیبرد. خیلی خسته بودم اما نمیتونستم بخوابم. از اونجایی که من خیلی اهل قرص و مسکن نیستم با یه قرص سرماخوردگی هم میتونم نئشه بشم. یه چیزی خوردم توش همه چیز داشت. ساعت دو بود که ...