اتفاقی آهنگی پلی شد که ازش فراری بودم. وقتی تازه استخدام شده بودم، از اینکه شغل پیدا کردم، مرتبط با رشتم و با شرایط مناسب، ذوق زیادی داشتم. اوایل کارم هم فشار زیادی روم بود. از یه طرف اضطراب اجتماعی و از یه طرف نگرانیم از خوب نبودنم تو کار. چون اولین شغلم بود و نمیدونستم چطور میشه تو یه موقعیت کاری ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

  نه اینکه فیلم خوبی باشد فقط زیر گل درشتی‌های لوس همیشگی حقیقتی جریان داشت که خیلی‌ها زندگی‌‌اش کرده‌اند و از قضا آن‌ها همان‌ها بودند که اصلا فیلم را ندیده‌‌اند چون زندگی گُه‌تر از این است که ای بابا برویم سینما یا دانلود کنیم یا چی؟ تمام ریشه و تنه و شاخ و برگ را موریانه خورده باشد، روزها در تقلا ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

چاووشی چه قشنگ میگه: حکم آنچه تو گویی من لالِ تو هستم .. . از آن حرف های تکراری برای خودم ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

دارم میرم خونه مامانم و در بی حوصله ترین حالت ممکنم .. نمیدونم چه کسی یا چه چیزی حالم رو بهتر میکنه اما امیدارم تو خونه مامانمم یه کم آروم بگیرم .. ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

نمی دانم از کی تو را می شناخته ام.ولی از پیدایش تاریخ ،یعنی از تاریک روشن دورترین تصاویر و خاطره هایم، تو را به جا می آورم.با همه ی بی کفایتی ها که مملکتم را به تاراج گذاشته و یک یک  دسیسه ها که دولت را بین آدمها، توی دلم، دَوَل داده. حالا دیگر وقتش شده تا برملا شوی. تو، خود تو  با عشوه های پنهان و ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

ديروز روز بدى بود. چيز سياه و زشتی آمده بود و دست‌هايش را دور قلبم می‌فشرد. حس می‌كردم نه خون به رگ‌هايم (آن‌طور كه بايد) می‌ريزد و نه هوای كثيف از ريه‌هايم دور می‌شود. به سختی نفس می‌كشيدم و احساسِ مغزی را داشتم كه سر از كار قلبش در نمی‌آورد.من، روی سطح يك درياچهء منجمد ايستاده بودم كه ناگهان يخ، ز ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

روی تکه سنگی رو زمین خاکی نشستم و به سوختن تکه چوب ها میون آتیش نگا میکنم خانواده تصمیم گرفتند آخر هفته رو بیرون از خونه و شهر بگذرونیم و منم با وجود بی حوصلگی و ضعفی که کم اشتهایی این مدت باعثش شده همراهیشون کردم بلکه حال و هوام عوض بشه و روز آخر رو بیشتر باهاشون وقت بگذرونم نسیم خنکی از سمت شرق می ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

یه مدت زیادی بود که حالم، حالِ یک ضرب‌المثلِ بروجردی بود که فقط توی ذهنم تداعی میشد ولی یادم نمی‌اومد چی بود دقیقا. امشب خونه داییم؛ مادرِ زن‌داییم با اشاره به یکی از دخترام گفتند: خیلی آرومه و خانووووم ماشاالله! زن‌داییم گفت: نههه! :) شیرِ خونه و روبا دَر*. من خیلی ضرب‌المثل‌خون بودم در نوجوانی ولی ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

به نظرم خطرناک ترین مدل آدم ها آدم هایی هستن که میتونن خودشون مقصر باشن اما یه مدلی حق به جانب رفتار کنن که تو رو مقصر جلوه بدن و در آخر بابت آسیبی که خودشون بهت وارد کردن باز خواستت کنن! 《حذف کردن اینها از حذف شکر هم واجب تره!》 ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

گاهی اوقات حوصله انجام هیچ کاری نداری و هیچ چیزی نمیتونه حالت روخوب کنه. ترجیح میدی همینطوری روی تختت بخوابی و از جات جُم نخوری اما خب یه کار خوب میتونی انجام بدی😉همینطوری که روی تختت هستی و از این زندگی کوفتی خسته شدی و با خودت فک میکنی که دیگه نای ادامه دادن و دووم آوردن رو نداری میتونی یه فیلم سی ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید