خداوند میفرماید زمانی که بنده ام با انجام کردار نیک به من نزدیک شود،«آنگاه به او عشق میورزم.وقتی به او عشق میورزم، گوش او میشوم که با آن میشنود، چشم او میشوم که با آن میبیند،دست او میشوم که با آن میگیردو پای او میشوم که با آن راه میرود.»این است هدف نهایی عشق.این همان نقطه ای است که انسانها به خدا ...
توی قدم زدن امروز فهمیدم زندگی آنقدر چیز شگفتانگیزی است که حتی اگر همهی مواهبش یا بخش زیادیش هم به تو نرسد، اگر تو فقط برای تماشای جهان آمده باشی و کیفش را بقیه ببرند، باز هم ارزش زنده بودن دارد. تماشای کیف کردن بقیه هم کیف دارد. بچهای تاب میخورد و این خوب است. پیرزن و پیرمردی آمدهاند پیادهرو ...
نکنه بمیرم و یه شب توی زاگرس کمپ نکرده باشم؟ ...
خدایا این بنده ی کویر، به غایت خشک و تشنه شده..باران لطفا! ...
تو چطور انگیزه خودت را در مسیر پزشکی حفظ میکنی؟ چطور همیشه اینقدر باانگیزه هستی؟ چطور حوصله داری؟ سه سؤالی که بارها و بارها مورد خطابش واقع شدهام. سه سؤالی که – همین ابتدا بگویم – کاملاً برداشت اشتباهی نسبت به من است. البته که به آنها حق میدهم. حتی افرادی که به من نزدیک […] نوشته چند پیشنهاد بر ...
ای حُسن یوسف دکمه پیراهن تو دل می شکوفد گل به گل از دامن تو جز در هوای تو مرا سیر و سفر نیست گلگشت من دیدارِ سرو و سوسن تو آغاز فروردین چشمت، مشهد من شیراز من، اردیبهشت دامن تو هر اصفهانِ ابرویت، نصف جهانم خرمای خوزستان من، خندیدن تو من جز برای تو نمی خواهم خودم را ای از همه من های من بهتر، ...
اولین باری که آمدم مطب دکتر ب ده یازده سالم بود. تو بدوبدو با برادرم خوردم زمین. دندان جلوم شکست و باید کامپوزیتش میکردم. مطب فعلی هم نیامدم. دکتر ب جوان بود و توی درمانگاهی دولتی کار میکرد. جوان خوشتیپی بود که عطر خیلی خوبی میزد. کار دندانم که تمام شد و آمدم خانه رد عطرش روی لباسم مانده بود. ده ...
بگذار ببينم از كجا شروع شد؟ آهان. يك روز نسبتا سرد و دلچسب بود كه برخلاف انتظار، شانس به من كامل رو نكرده و فقط كمى تا قسمتى سهرخ، روبهرويم ايستاده بود. صبح و كارهايش به غايت خستهام كرده بود و من از فرط همين خستگی، كمی زودتر از معمول به خواب ظهر فرو رفتم و بسيار ديرتر از معمول، از آن بيرون آمدم. ...
نمی دونم از کجا بگم... دایی عزیزم فوت شدن و من احساسی لبریز از گریه و پشیمونی دارم. سرگردونم، یه نوع احساسی که نه! اون هنوز هم زنده است. بی نهایت غمگینم، بی نهایت گمگشته کاش خدا کاری کنه . . برای تو بمیرم و زنده بشم به پای تو گریه بشم خنده بشم اصلا دیگه فایده نداره خواهشم . . تنهایی منو دنیای بعد ت ...
ننه پهتینی باشدان دیرناغا چکیر، دئیر: «اینامیرام سویوخ اولا.» گولوم ایستی خزنه ایستیر. آمما کبریت چوپی تک اوت اولوب یانماقدان اوول سینماقیم گلیر. دیزلریمی اوکهلیرم بیراز دینجهلیرم، زنجانی رد الریم گینه آغری اوستومه یوگیریر. باش گوت اوتورسام، دامارداکی قانیم چونوب تهرانا گایدسا، بلکه جانیم قیزیش ...