این متن صرفا از روی علاقه نوشته شده و ادامه دار خواهد بود. همیشه ساخت یک اساسین کرید با محوریت ایران رویای همه ی گیمر ها به ویژه گیمر های ایرانی بوده است. از آنجا که من هم یکی از طرفداران متعصب این اثر بوده ام حالا از قدرت نویسندگی خودم بهره برده و اثری قابل تعمل خلق کردم که با روایت یک دوره ی تاریخ ...
جوان ایرانی ساعت 2 بامداد بعد از استغفار اومده اینجا چکار؟ آیا؟ از موارد آنلاکی جدیدم تنها رفتن به مراسم شبهای قدر. همیشه بالاخره یکی بوده. امسال این نبود الف و خب حضور ماشین در پارکینگ باعث شد برم مسجد جدید کشف کنم نصفه شبم تنهایی یک چرخی تو خیابون بزن. واقعا جوشن کبیر قشنگه و اون لحظهای که قرآن ...
من این حال افسرده رو دوست دارم، یه جا نشستن و خوابیدن و هیچ حسی نداشتن، نه شادی، نه غم عمیق... نه حتی سر سوزن دلتنگی... دلم نمیخواد بلند بشم و هزارتا کار همزمان انجام بدم، دلم نمیخواد به روزای از این شاخه به اون شاخه پریدن برگردم ، دلم نمیخواد توی یه روز هزار تا کار کنم و ساعت دوازده شب از خستگی خوا ...
بله، من خیلی خوب شما را میشناسم. اصلا از آمدنتان غافلگیر نشدم.حتی منتظرتان هم بودم. همیشه همین موقعها سر و کلهتان پیدا میشود. همین وقتها که ماهها و روزها نشستهام به فکر کردن، سبک سنگین کردن، عاقبت اندیشی و مقایسه و امکان سنجی و و و ... و سر آخر رسیدهام به یک تصمیم که فکر میکنم درست هست. بعد ...
دارم فکر میکنم چقدر دارم شبیه ب میشم. روابط سطحی، با همه خوش و بش کنم و هیچکس و گردن نگیرم، از چندین نفر توجه بگیرم اما سینگل محسوب شم! نمیتونم اعتراف نکنم که از ب و توجهش خوشم میاد. از نظر جذابیت، اول ب هست، بعد ت و بعد همه کسایی که اخیرا باهاشون در ارتباطم. چندنفری هستن که تازه فالو کردن و هیچ شنا ...
خب اصن چرا اینا این کارو کردن ؟ اگه طلایی نبوده چرا بابای جانگ هه سانگ رو فرستادن اونجا ؟! چرا کشتنش ؟ کی کشتتش؟ رییس امنیت ملی ؟ ینی اون طلاهارو بالا کشیده ؟ خب پس چرا دوباره هه سانگ رو فرستاده اونجا دنبال طلا ؟ ینی میخاسته خود هه سانگ بره اونجا جنازه ی باباشو پیدا کنه ؟ خب که چی ؟ چرا ؟ اصن چرا طل ...
جناب راسل گفته: اگر باور دارید کاری که در حال انجام آن هستید، مهم است.وقت آن است که به تعطیلات بروید. ...
ای مُنعم آخر بر خوان وصلت تا چند باشیم از بی نصیبان ...
گفتم که دوست قدیمی پیام داده و فکر میکنم حالمو میخواد بپرسه. بچهها گویا من همون دوران که حالم بد بوده از این هم ناراحت شده بودم و پیام داده بود معذرت خواهی کنه. فکر کنم بعد از یکسال باشه. خداروشکر یه شش هفت ماه حالم بد بود این همه گرد و خاک کرده بودم = ))) دوستی خاصی نداشتیم و من اصلا یادم نبود نا ...
سلام به شما. اینجا هستیم با سه تا کتابی که تونستم خیلی خیلی عقبتر از برنامه بخونم ولی اشکالی نداره چون خیلی خوش گذشت :) به حفره ای توی قلبم هست به شکل "قایم شدن زیر پتو با کتابهای خوب" و گاهی اوقات یادم میره که اونجاست. گریزی به سوی کتاب بهم یادآوری میکنه که هیچ چیز دیگه ای جای اون حفره رو نمیگیره. ...