وای الان بعد از امتحان آناتومی قبل رفتم توی سالن تشریح نشستم. سه تا از دخترا هستیم و سه تا از پسرا. اصلا با هم حرف نمیزنیم انگار غریبیم.راستی امتحان آناتومی تئوری دو فصل اول گردش خونچ ۱۲ از ۱۵ شدم خیلی ناراحتم. هوا خیلی گرمه ولی بوی اجساد کمه. عجیبه... این جلسه قراره قلب رو شروع کنن و بعد دوشنبه ...
در امتدادِ سکوتهایی که سالهاست بین من و خودم کشیدهام چیزی فرو ریخت… بیصدا.. بیهشدار… شبیه ستونی از خاکستر که از درون پوسیده و تنها با نگاه کردن فرو میریزد من… محکومِ تبعید از خویش بودم در تبعیدی که با امضای ترس و تربیت و تردید خودم صادرش کرده بودم هیچوقت بلد نبودم با «من بودنم» آشتی کنم از ...
بین یه دوراهی گیر کردم که میشد جلوش رو گرفت اما نگرفتم حالا مثل خوره داره روانم رو میخوره. اگه منصرف بشم یه عوارض داره انجامش بدم چند تا عوارض. بعدا که تصمیم گرفتم مینویسم الان فقط احتیاج به انرژی مثبت و دعای شما دارم برام دعا کنید که بهترین اتفاق بیفته. توکل بر نام اعظمت یا الله. پی نوشت برای مخاطب ...
اگه این شبها بیدار بخونید میفهمید چقدر کوتاه شدن شبها و این آزارم میده چونکه دیر میخوابم. نمیتونم ولع خوابمو سرکوب کنم. هرچند شاید بخاطر بدنم باشه ولی نمیدونید چقدر دوست دارم مدتی زیاد بخوابم. ...
تنهایی زیر قطرات ریز و پراکنده بارون ، توی خیابونهای دلچسب ونک دارم قدم میزنم... یه نخ سیگار مارلبرو بین انگشتامه، دودش قاطی سرمای هوا میشه و محو میشه، هوا بوی غریبی گرفته… بوی خودم، بوی ادوکلن کوکتل ، بوی سیگار مارلبرو... قطرههای بارون آروم آروم میریزن رو صورتم، نمیخندم ولی حس میکنم طرح یه لبخند ...
خیلی غمگینم خیلی زیاد . از خودم بدم میاد از این حال و اوضاع بدم میاد از اینکه انقد باید تنها باشم از اینکه سیگار میکشم از اینکه تو شغلم موفق نشدم از اینکه زندگی مشترکم اونجور که دوست داشتم نشد و دقیقا تبدیل ب چیزی شد که ازش بدم میومد از اینکه ب هیچ جایی نرسیدم . دو شب پیش دخترعمه م بهم پیام داد ک می ...
اون واقعا فرشته است! همیشه من اولویتش بودم! پادرد داره ولی کافیه کوچکترین چیزی بخوام، انگار دردش یادش میره و سریع به کمکم میاد! یکساله که زحمتم براش دوبرابر شده، هرروز کیان رو نگه میداره با تمام سختی هاش! هیچوقت در مقابل هیچ خواسته ی من نه نگفته و نمیگه!!!! کاش میشد جبران کرد خوبی هاشو، کاش میشد مثل ...
هان یو مول دادستان شده تا راز قتل برادرش هان بیول ،که وقتی 6 ساله بوده کشته شده رو کشف کنه . قبل اینکه دادستان شه با گو دونگ چی که دادستان بودش اشنا میشه . اونا باهم دوست میشن و رابطه خوبی داشتن تا اینکه یه روز هان یو مول یه چیزی لای کتاب دونگ چی می بینه که اونو کاملا نسبت به دونگ چی مشکوک میکنه و ...
چالشی که برای امسالم در نظر گرفته ام چالش هیچی نخریدن برای خودم است.از کیف و کفش و مانتو شلوار گرفته تا پیراهن و بلوز و حتی کش مو.تا الان هم موفق بوده ام و این برای من که هر چیزی را که می دیدم و خوشم می امد می خربدم و رفته رفته خودم را به این روز انداختم، موفقیت بزرگی است.حتی در سفری که عید رفتم هم ...
دیشب بچههای کنیا خونهی مسعود دور هم جمع شدیم و با هم فیلم شیرشاه رو دیدیم. چقدر این فیلم باعث شد خاطرات کنیا تازه بشه برامون. من خودم تصمیم بگیرم تور برگزار کنم، اول میگم به همه این فیلم رو ببینن، به نظرم فوقالعاده است. […] ...