دوستی بود که هر وقت پول لازم داشت میومد و ازم پول قرض میگرفت و ادعا میکرد دلش برام خیلی تنگ شده و باید خیلی زود همو ببینیم. و بعد من لم داده روی تختم، استوری هاشو با دوستای دیگش لایک میکردم. امشب هم باز پیداش شد و باز پول خواست. با اینکه چندین برابر اون مقدار، موجودی حسابم بود، بهش گفتم ندارم. باهاش ...
از نظر شمس تبریزی کدام صفت بد تمام خصلت های نیکوی انسان را می پوشاند؟ 1_خشم 2_ کینه 3_ حسد 4_ ترس جواب: حسد خیلی دلم می خواهد بدانم که دنیا در حال یاد دادن چه درسی به من است که پرتم کرده است به این ویرانه تا با سه تا دزد همنشین شوم.البته ممکن است هیچ درسی هم در کار نباشد و همه این ماجرا صرفا جهت شوخ ...
عصری چنان سردردی گرفتم که چشمام تار می دید تونستم چند ساعت بخوابم با اینکه برق قطع بود.. الانم با تمیز کاری آشپزخونه خودمو سرگرم کردم امروز چندین بار صدای شبیه ایست قلبی در گوشم حس می کردم.. قبلا هم پیش میومد ولی اینبار دو یا سه بار در یک روز بود چند ثانیه که صدا رو می شنوم انگار برای همون چند ثانیه ...
روی صندلی اتوبوس نشستم و پاهامو بغل گرفتم وقتی حرکت کردیم هوای تلخ و ابریِ غبار آلود نزدیک غروب بود و الان اینجا نزدیک شهرمون ستاره ها رو میبینم خواننده از اول مسیر برای هزارمین بار میگه " آخرش میکُشه منو این انتظار" و ذهنم برمیگرده به جایی حوالی اردیبهشت دوسال پیش.. و حالا با درگیری های ذهنی جدید ا ...
چند سالی هست دیگه زندگی رو دوست ندارم،ولی چکار باید بکنم جز زندگی با اجبار،این حس درونی منه و انگار قرار نیست هیچ وقت تغییر کنه... ...
خاکستری عزیزم، مدتهاست که گاهی بارها توی ذهنم تصورش می کنم. از اول تا آخرش، از چگونه انجام دادنش و حتی اتفاقات بعدش رو پیش بینی می کنم. هر بار با خودم میگم "بزار دنبال یه دلیل محکم تر بگردم". آره، دنبال یه دلیل هستم. شادی رو تعریف کن؟ شاید شادی یعنی تجربه کردن احساسات مختلف مثل هیجان، خشم، غم، دلسوز ...
مدت مدیدی بود میخواستم ازتون بپرسم: به نظرتون کسی که دوست صمیمی نداره، مشکل داره؟ البته قبلش باید دوست صمیمی رو تعریف کنیم که میتونید در اینترنت پیدا کنید. من الان نظرم رو نمیگم که کسی دچار سوگیری نشه. اما شما به این سوال پاسخ بدید اگر دوست داشتید. ولی نکته عجیب در جلسه دومم با روانشناس این بود ...
معنی قسمتهای کره ای داخل پرانتز نوشته شده :) 널 위해서라면 (for you)난 슬퍼도 기쁜 척 할 수가 있었어 (I could pretend to be happy even when I was sad)널 위해서라면 (for you)난 아파도 강한 척 할 수가 있었어 (I could pretend to be strong even when I was sick) I'm so sick of this fake love Now I don't know me, who are you? Why you sad? Ooh ...
تو همیشه توی این بازیهای دنیا گم میمونی. همه دنبال پول و شهرتن، اما هیچکس از تو نمیپرسه که چطور روزتو میگذرونی. همه درگیر خودشون هستن و تو انگار جزئی از این شلوغی. همیشه به خودت میگی: «من چه جایی تو این بازی دارم؟» اما در نهایت میبینی که هیچکس به فکر تو نیست. مانا/1404 ...
این دنیا مثل یه بازیه. یکی بالا میره، یکی پایین میاد. من خودم رو همیشه وسط این بازی میبینم و گاهی به خودم میگم: «نکنه منم بخشی از این بازی هستم؟» آدمها همیشه دنبال چیزهایی هستن که مال خودشون باشه، حتی اگه از رو پا گذاشتن روی دیگران به دستش بیارن. توی این بازی خیلی وقتا خودم رو فراموش میکنم. مانا ...