داستان شازده کوچولو پر از حکایت‌های آشنا و پندهای آموزنده هست که خیلی از وقت‌ها ذهن منو به خودش مشغول می‌کنه. یکی از اون قسمت‌ها که خیلی برام جای تامل داره حکایتی هست که بین شازده کوچولو و گل رز یا تنها گل سیارکش رخ داده. تا قبل از گل رز، شازده کوچولو تنها و یکنواخت در دنیای خودش بوده. سیارک کوچیکی ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

مامان توی این خرداد دلگیر وقتی امروز اومدم پیشت حالم خیلی بهتر شد سبک شدم،باهات حرف زدم از همه چیز و خالی شدم... ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

 سریال کره ای روزمرگی رزیدنت ها Resident Playbook   راجبه او یی یانگ هه که خانواده اش ورشسکت شدن و اون همچنان مث پولدارا خرج میکنه برای همین کلی قرض بالا اورده ، اون رزیدنت سال دوم ؟! بوده ولی به علتی استعفا داده و الان بیکاره . برادرشوهر خاهرشم رزیدنت سال 4عه و تو بیمارستانشون رزیدنت استخدام میکنن ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

بغض مثل خجر گلومو سوراخ میکرد. صبر کردم برسم به اتاقم. وقتی رسیدم اشکی نداشتم. امروز چ رو دیدم. شرایطمو بهش گفتم. دیشب از شرایط و توقعات خودش گفته بود. واسم سخت بود گفتنش اما گفتم. جور عجیبی دوسش دارم. برام خیلی با ارزشه. یذره هم اهمیت نداره تو زندگیم باشه یا نه، به خاطر وجودش دوسش دارم. اون ث عوضی ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

شعری از مقام معظم رهبری ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

مسئله زنه. همین‌قدر غامض و حل‌نشدنی. حتی با هزار و یک شب حرف زدن مدام هم حل نمی‌شه. هی حرف می‌زدم، حرف؛ کش‌دار و قوس‌دار، پیچ‌دار، بالا و پایین‌دار، آخرش می‌رسید به تو، می‌پیچید، می‌رفت، خم می‌شد، کج می‌شد، تا ته تهش، جایی که دیگه مجبور می‌شدم اعتراف کنم که هنوز دارم به تو فکر می‌کنم. دکتره نقش من ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

به‌ظاهر تمام شد. چند روز اعلان‌ها را دست گرفتیم و شدیم صدای تو. اکنون، از قرار تقویم روزها و شب‌ها که حسابش را از دست داده‌ام، یک ماه گذشته است. تازه صبح که از خانه بیرون می‌زنم، پدر می‌پرسد: - این کار شما تموم نشد؟ تنها دلخوشی این سؤال، ضمیر «شما» (ضمیر شخصی دوم‌شخص جمع) است. پدر دیگر ما را یک گر ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

چند روزه تو فکر چند تا دوست وبلاگیم که وبلاگهاشون رو به روز نکردن یا حذف کردن میشه یه خبری بدین نگرانتون هستم اول سهیلا خانوم وبلاگ یه خورشید درخشان بعد خانم دکتر قره بالا و دختر مهربونمون گیل پیشی عزیز و دوست داشتنی امیدوارم حال همه تون خوب باشه سال‌های اول وبلاگ نویسی خیلی وبلاگ بود که روزانه می ن ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

روح گرسنه و تشنه میشه، یکی به سفر و نظر به دریا و نورد کوه رو میاره بابت این گرسنگی و تشنگی، یکی به صحبت با دوستاش و مامانش و اینا، یکیم ممکنه مثل من بره یه کتاب از تو قفسه بکشه بیرون  اوریانا فالاچی در نامه به کودکی که هرگز زاده نشد دست و پای روح بشری رو ماساژ میده، بهش آب و نشاط و فلسفه و فرنی مید ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

درست شکل چهار پنج سالگیم و دقیقاً به همون اندازه، دلم میخواد تولد امسال یه دوچرخه هدیه بگیرم. ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید