این مدتی که خیلی جدی و مفصل به وبلاگ میرسیدم، عملاً همهٔ انرژیِ ذهنم رو به خودش اختصاص داده بود و از کار اصلیم (نوشتن کتابم) افتادهام. در حالی که هدفگذاریم این بود سال ۱۴۰۵ دیگه وارد مراحل ویراستاری و تصویرسازی و مجوز و انتشار بشه ولی الان از برنامهام عقبم. مدتی اینجا بهروز نمیشه (نهایتاً هرچن ...
بیایین حرف بزنیم...:) ...
یه روزی اگه توی فیلم های علمی تخیلی میدیم که طرف با خونه حرف میزنه و خونه رو کنترل میکنه کُرک و پرمون میریخت، ولی حالا این تکنولوژی داره به یه چیزی نرمال تبدیل میشه که از نظر من خیلی چیز جالبیه و به شدت میشه توسعه دادش. البته به همون اندازه هم میتونه مخرب و خطرناک باشه... ...
مگر نه اینکه از بهشت، فقط زن برایمان مانده است؟تصویر: دانته و ویرژیل حین تماشای دوزخیان.رمز: 1234 ...
پیشینهٔ روابط ایران با ژاپن، تقریباً مشخص نیست! فقط اینو میدونیم که تعدادی سکه از دوران خسرو پرویز (پادشاه ساسانی) توی ژاپن پیدا شده که نشوندهندهٔ قدمت تجارت بین دو کشوره. همیشه سطح روابط طرفین در بالاترین و بهترین سطح بوده و هیچ وقت موقعیت تنش و تقابل نداشتن. تنها استثنا زمان جنگ جهانی دومه که دو ...
از این به بعد (احتمالا) اینجا مینویسم. https://injabedoneman.blogix.ir/ ...
روان که در فارسی امروز مفهومی مادی گرفته، در گذشته مرادف روح بوده. مثلا فردوسی میگوید «گرش پیر خوانی همی گر جوان / مرا او به جای تنست و روان» که تضاد پیر-جوان، متشابه هست به تضاد تن-روان، خلاصه اینکه اصلا، روان همان روح هست و مشتق از مصدر «رفتن» و احتمالا در معنای چیزی که میرود، یا جریان دارد.خود ...
Not all radical movements follow a predictable path, this is true to revolutions as well. Marx wouldn't suggest, predict or hope, a proletariat revolution in Russia, a place far far away from what would constitute the historic dialectic that ends in a synthesis.One should always keep two concepts i ...
یک مدت پیش یک برنامه پیش از خواب به تأسی از یک بزرگی ریختم. هرشب یک جستار، یک داستان کوتاه و یک غزل حتما بخوانم. امشب داشتم حافظ میخواندم و واقعا انتظار نداشتم غزل ١٩٠ بیاید:کلک مشکین تو روزی که ز ما یاد کندببرد اجر دو صد بنده که آزاد کندقاصد منزل سلمی که سلامت بادشچه شود گر به سلامی دل ما شاد کندا ...
یک چیزهایی به ذهنم میآد برای نوشتن که برای وبلاگ زیادی اکسپلیسیته. برای بله که قطعا (برای همین هم نمیارزه اونجا حتی بخوام تلاشی بکنم)، بعضیهاش حتی برای تلگرام هم. دلم به نوشتن تو پیامهای ذخیرهشدهی تلگرام نمیکشه. کاش میتونستم تامبلر رو دوباره باز کنم حداقل، اون تنها گزینهایه که به ذهنم میر ...