دیشب متوجه کم شدن قرص‌هام شدم! چون توی تاریکی خیلی گشتم تا یه قرص دیگه پیدا کنم... برای همین برای امروز وقت گرفتم. عصر که حاضر میشدم برم دکتر خیلی حالم خوب نبود! چیزیم نبودها... یکم بیحال و بی حوصله بودم! (هیولا میگه خب این که حال همیشگیته!) خلاصه جلوی آسانسور منتظر بودم که بیاد بزنم طبقه پنجم برم پ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

روی چمن ها دراز کشیده ام.لباس هایم کمی نم گرفته اند.عیبی ندارد.میل دارم با چیزی سبز و زنده بیاویزم،صدای اب تصفیه استخر میاید.صدای ضربه ی به توپ و فریاد این پنج پسر بچه ای که با خودم اوردمشان که روز تابستانی قشنگی برایشان بسازم.برگ های درخت بلند بالای سرم ارام تکان می خورند،نسیمی از روی صورتم می گ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

او چیزی نگفت. فقط چای آورد . همان‌قدر که تلخ بود، گرم هم بود . بعضی دوستت دارم‌ها، در فنجان پنهان‌اند . مانا/1404 ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

نخست دشمن بود . ولی صدای گریه‌ی بچه را که شنید، زانو زد . انسان، گاهی دلش جلوتر از مرزهاست . مانا/1404 ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

کودکی پشت شیشه ایستاده . چشمانش باران را گریه می‌کنند . هیچ‌کس صدایش را نمی‌شنود، جز دیوار . مانا/1404 ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

سلام ؛ اینجا سخت ترین جای زندگیمه . جائیکه همش سردرگمیه و من نمیدونم اصلا باید چه غلطی بکنم ؟؟؟ بازم استادم کارمو رد کرد . من واقعا چیکار کنم ؟ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

امروز رفتم مدرسهٔ جدید. کادرش فوق‌العاده خون‌گرم و مهربون بودن. برعکس کادر مدرسهٔ قبلی که خشک و نسبتاً جدی و نامهربون بودن. چون آدم منصفی هستم، لازمه همین‌جا به این نکته اشاره کنم که بین مدیرهایی که باهاشون همکاری داشتم، مدیر قبلیم انصافاً آدم خاکی و مهربونی بود. یادمه پارسال، روز اول وقتی رفتم اتاق ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

به تجویز تراپیستم، قرار شده در هفته یک ساعت گریه و سوگواری برای تو داشته باشم! بشینم عکساتو نگاه کنم، چت‌ها رو زیر و رو کنم، زل بزنم به اسکرین‌شات‌ها، آهنگای غمگین گوش کنم، خلاصه خودمو خالی کنم! ولی دیگه در طول هفته به تو فکر نکنم، اگر فکرم افتاد سمت تو باید توی یه دفترچه بنویسم، حس و حالمو بنویسم و ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

چرا باید صبوری را صبوری کرد! چگونه گریه کنم، گریه ام خنده دار است! تقدیر را می توان در پیشانیم ببینی؟ مانا ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

سفره را توی بالکن انداختم و افتادن سایه زمین بر ماه را نگاه می کردم.واقعا چه چیزی شگفت انگیزتر از این است که همه ما سوار بر این کره کوچک در فضای بیکران در حال چرخیدن هستیم؟می دانم که کل کائنات در حال چرخیدن است و البته که این چرخش از چرخیدن زمین به دور ماه بسی حیرت انگیز تر است.اما، حالا که اینطور ا ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید