نون قاشقش رو میذاره توی بشقاب و میگه: «میشه قبل از ظهر بری؟ نمیخوام پیش از رفتنت برم بیرون و بعد یهو بیام ببینم نیستی!» به این فکر میکنم من تا حالا واقعا تونستهم خداحافظی کنم؟ این هیچوقت برام آسون نبوده. اما پتوی سبزم رو میذارم پیشش بمونه؛ بدونه که نه تنها برمیگردم، بلکه قراره شبهایی رو با ...
زندگی به یک ایرانی در طول عمر متوسط شصت تا فوق طولانی اش مثلا هشتاد، مگر چقدر لحظات درخشان و رویاهای به حقیقت نشسته و وصال و برخورداری و خنده های از ته دل داد که باید با چندین انقلاب، انواع جنگ، گورهای دستهجمعی عزاداری های ورای کلمه، آوار صدها تصاویری که درک و درونی کردن هر کدامش چندین هفته و ماه ح ...
خوبین؟ :') دلم تنگ شده بود براتون و از اونجایی که برای نوشتن پست جدید تایم پیدا نمیکنم گفتم بیام و یه حال و احوالی کنیم *_* ...
۱. دیشب از اسنپ ده کیلو پیاز و ده کیلو سیبزمینی گرفتم و در شرایطی که صبح فرداش که امروز باشه قرار بود برم سر کار و از صبح اون روز که دیروز باشه مدرسه بودم و بعدشم ضمن خدمت حضوری اداره، در چنین شرایطی اقدام کردم به پوست کندن و خرد کردن پنج کیلو از اینا. تصور کنید ساعت دوی نصفهشب بود و بوی پیاز همهٔ ...
۱. دیشب از اسنپ ده کیلو پیاز و ده کیلو سیبزمینی گرفتم و در شرایطی که صبح فرداش که امروز باشه قرار بود برم سر کار و از صبح اون روز که دیروز باشه مدرسه بودم و بعدشم ضمن خدمت حضوری اداره، در چنین شرایطی اقدام کردم به پوست کندن و خرد کردن پنج کیلو از اینا. تصور کنید ساعت دوی نصفهشب بود و بوی پیاز همهٔ ...
درون هر کدام از ما میل بیحدی است برای نشان دادن زیبایی روحمان. ما ذاتاً زیبایی را دوست داریم و ذاتاً دوست داریم زیبایی درونمان را با دیگران به اشتراک بگذاریم. موقع قدم زدن در کنار دوستی، به دور دست خیره میشویم و میگوییم «ببین من تازگیا فهمیدم راه درست اینه که...» و این «فهمیدم» یعنی رشد و «در ...
دیروز ص آمد اینجا.شوهر سابقش دارد زن می گیرد بچه ی پانزده ساله را برداشته برده زن را دیده .بعد هم توی همان شب دوتایی به بچه گفته اند که ما می خواهیم بچه دار شویم.بی شعوری ادم ها از حد گذشته است و بدتر اینکه دیگر هیچ کدام برایم عجیب نیست.عادت کرده ام که شوهر سابق آن یکی دوستم اصلن نمی گذارد بچه مادرش ...
Ghoroob.mp3Mahdyar Beheshtian#غروبتو روزایی که خیلی تمرکز سخت بود و هنوزم هست، عاشقانه خوندن، خانِ رستمی بود که راستش فکرشم نمیکردم از پسش بر بیام ولی طبق معمول که موقع سختیا جسورتر میشم، همینم رفتم تو دلش و چیزای مهمی هم ازش یاد گرفتم؛ علیرغم اینکه به خودم خیلی چسبید ولی نمیدونم خروجی کار تا چ ...
بعد از مدت ها از لای کتابا اومدم بیرون و یه پروژه زدم و اومدم اینجا تا با شما به اشتراک بزارمش... ...
شبا از خدا میخوام عارف قزوینی بیاد به خوابم ازش بپرسم: بالاخره کِی از خونِ جوانان وطن لاله میدمه؟ 💔(@mahdyartian) ...