مرزهای مقاومت مستندی است در شش قسمت ساخته وحید فرجی؛ این مستند تاریخی در موضوع شکلگیری رژیم غاصب صهیونیستی در ۱۹۴۸ میلادی میباشد؛ البته این موضوع قسمت اول این مستند است و در قسمتهای بعدی به جنگ و درگیری کشورهای عرب اطراف فلسطین از جمله مصر، لبنان، سوریه و اردن با این رژیم غاصب است؛ در بررسی هر ...
بیش از یک ماه از درگیری غزه میگذرد؛ جنایات عظیمی رخ میدهد و ما همچنان تماشاچی!اینکه هیچ کاری نمیکنیم، تماشاچی هستیم، حداقل دست به دعا و صدقه نمیشویم؛ این به لحاظ تکوینی و نفسی بسیار بد است و آثار سوء زیادی خواهد داشت. جامعه اسلامی اگر دستش برای کمک کردن بسته است؛ میتواند دست به دعا شود و دست به ...
آن ایزد بر آفتاب تیره خیره گشت و در دلش ندا پیچید. دشمن روانه شده بود. بُرز بر بلندی البرز ایستاد و از میان دو چشم تا منقار چَمروش را نوازش کرد. پرنده از پشت شاخههای درهم پیچیدهی هوم، گام پیش نهاد و بزرگ و بزرگتر شد. زیر پای کوه، انیران پیش میآمدند. روزهای آسودگی به سر آمده بود. چمروش بال برا ...
تک به تکِ اجزای پرچم ملی (رنگ، نشان، ترکیب و چیدمان اونها) برآیند هویت، فرهنگ و باورهای مردم اون سرزمین در طی تاریخ اون سرزمینه.پرچم ملی، عامل «ما» شدنِ «من»ـهای جدا از همه؛ یعنی وحدت هویتی مردم فارغ از تعلقات. در حالی که پرچمِ احزاب، گروهها و... فقط برای هواداران وحدتبخشه و خودش یکی از عوامل اخت ...
در ادامه این پست آسمانم، منم هستم. حرفای قشنگ بلد نیستم بگم ولی لبمطلب اینه که هر جور کمکی از دستم برمیاد انجام میدم، امیدوارم بیان نه مثل قبل خیلی بهتر و خفنتر از قبل ادامه بده.. همه جوره حمایتت میکنیم بیان جان اینجام حتما کامنت بزارید براشون که زودتر ببینند کیا هستن و اعلام حضور کنید، هر چی بی ...
در سکانسی از انیمیشن "آستریکس و راز معجون جادویی" یکی از شخصیتهای سبیلحنایی میگوید: ای پانورامیکس، ای گلترین گلها، ای کاهن کوهکن، اهالی دهکده و من بدینوسیله اعلام حمایت میکنیم. تصمیم دشواری گرفتی حمایتت میکنیم و حمایت خود را تَکرار هم میکنیم. بیانجان بیانکم من داروغهی سبیلو نیستم، اما ح ...
اولین باری که وبلاگ ساختم، بلاگفا بود اما یادمه بخاطر امکانات جذابی که بلاگ بیان داشت، تصمیم گرفتم اینجا بنویسم. امکاناتی که کمتر سرویس وبلاگدهی ای اون زمان داشت. آمارگیر حرفه ای، قالب های جذاب، دنبال کردن و سرویس پاسخ دهی نظرات و ... من توی وبلاگ بیان با افراد زیادی آشنا شدم و باهاشون ارتباط گرفتم ...
سه سال پیش در یک حرکت ناگهانی بعد از اینکه از مدرسه اومدم وبلاگ را باز کردم و اسمش را به خاطر کتابی که اون روز می خوندم و جلوم بود گذاشتم سوکورو. حقیقتش این اسم را دوست دارم هنوزم. دوئل را هم دوست دارم. خلاصه چی شد وبلاگ باز کردم؟ چون من ۷ اسفند تولدمه و تصمیمم بر این بود که تولد وبلاگم با تولد خودم ...
بیان لطفا بمون...:) چیکار میتونم بکنم تا بمونی؟؟؟ ...
هزار بار نوشتم و پاک کردم. نمیتونم پست خداحافظی بنویسم. آدم شب امتحان نیستم، ولی بحث سوگواری که بشه تا لحظهی آخر عقب میندازمش. این پست صرفا برای اینه که اگه دوست داشتید کامنت خصوصی بذارید کانال تلگرامم رو تقدیم کنم. ...