You know where you should click... ادامه مطلب ...
یسری تغییراتی تو بخش استیکر کامنت ایجاد کردم که روحم جلا پیدا کرد.. بخاطر یسری درگیری هایی که تازگیا داشتم بشدت حس میکردم که یجورایی رو هوا معلقم و دقیق نمیدونستم چیکار باید بکنم چیکار میتونم بکنم یا چیکار باید میکردم.. از دیروز تو این هاگیر واگیر یکم با چت جی پی تی کشتی گرفتم تا یه تغییر کوچیک تو ب ...
امشب به علت خواب طولانی عصرگاهی بی خواب شدم و فکر کردم فرصت خوبیه برای نوشتن.اما انقد آمدنم دیر به دیر شده که همه کلمات و هرچی که میخواستم بگم فراموشم شده... *** تو سردترین روزهای سال و آخرین روزهای آذر و پاییز حالت چطوریاست دختر قشنگم؟ زیاد روبراه نیستم راستش.افسار ذهنم افتاده دست هورمون ها و هی با ...
سلام امروز هم مثل دیروز به خاطر نمیدونم سرما یا آلودگی و این چیزا نیمه تعطیله. درواقع دانشگاهها هم تعطیلن و با اینکه من برای کارم میتونم بیام ولی دیروز نیومدم. شنبه لپتاپم رو گذاشته بودم اینجا و دیروز رو بدون لپتاپ زندگی کردم (!) و حالا امروز با وجود تعطیلی اومدم که کارهای دیگهم رو جلو ببرم. ا ...
یکشنبه و دوشنبهٔ هفتهٔ پیش مدارس تهران بهعلت آلودگی هوا مجازی شد. یکشنبه و دوشنبه مدرسه نمیرم و فرقی به حالم نکرد، ولی خوشحال شدم که جلسهٔ یکشنبهم با استاد مشاورم کنسل (لغو) شد. اگر جلسهٔ دوشنبهم با استاد راهنمام هم کنسل میشد خوشحالتر میشدم، ولی نشد. سهشنبه با اینکه هوا بسیار آلوده بود تعطیل ...
یه چیز جالب اینه که کلا همهچیز سادهتر از چیزیه که آدم توی ذهنش تصور میکنه. دارم مینویسم چون امروز دو بار این خورده توی صورتم. داشتم در مورد یه رفتاری که بعضی وقتها ناخودآگاه نشون میدم توی یوتیوب سرچ میکردم امروز، و تقریبا امیدی هم نداشتم که به چیز خاصی برسم. سرچ گشتم و گس وات؟ ریخته بود کف ی ...
وقتی یه آهنگ رو روی تکرار گوش می کنی در نهایت دو تا نتیجه داره. یا حالت ازش بهم میخوره، یا انقدر درونش غرق میشی که فکر رفتن به آهنگ بعدی غیرقابل تصوره. هر آهنگی بعدش بخوای گوش کنی یا خیلی گوش خراشه، یا زیادی آروم. حتی از بین آهنگهای همون خواننده هم اگه بگردی نمیتونی آهنگی با همون تن و صدا و متن پیدا ...
زهرای بابا سلام از عمه شنیدم یکی از دوستان عمو با رفتنش خیلی دلگیر شده بود طوری که فشار روی سینه اش احساس می کرد و خانمش از حال روحیش نگران شده بود. یکشب خواب عمو را می بیند که با ماشین جلو تعمیرگاهش می آید و بوق می زند. دوست عمو بیرون می آید و می پرسد مگر شما نمرده ای؟ عمو هم در جوابش می گوید: اینج ...
این بار که عین هر بار گاو شیرده را تا بلندترین نقطه شهر بیهوش به دو به دوش به دشواری بالا کشیدم، در اوج، وقتی که سست و تمکین کرده به فکر بازگشتن بودم، گاو شلتاق انداخت. ماغ کشید. ماغ گاو نجاتم داد. از خواب چند ساله بیدارم کرد. من ترشح روح سرخوشی زندگی را حس کردم. امروز ساعت هفت، از غار تنهایی، تنه ...
اینجا و اونجا میخونم که بله؛ نوشتن روی کاغذ اثرات فلان و بهمان داره. اما کی تعیین میکنه؟ دیشب بعد از چند روز فاصله دوباره شروع کردم توی دفترم بنویسم و به جای اینکه آرومتر بشم، اعصابم از اینکه دستم زود درد گرفت و هر خط داشت خرچنگقورباغهتر از قبل میشد خورد شد. پس هر جور و هر جا که عشقم بکشه مین ...