رسانهای که به صورت پیشفرض برای همه قرار داده شده است و زمنیهای مناسب برای کنشگری تبیینی فراهم کرده است که در زمان حیرت اتفاقا کارآمدتر است. ...
کوتاه نوشت؛ نعمت نبرد با آمریکا ...
«دارا… خورشید دارد دور میشود. وقتی هست، نگاهش نمیکنیم؛ وقتی میرود، تازه احساس میکنیم گرمایش دیگر نیست. آدمها هم همیناند. تا وقتی کنارمان هستند، نمیبینیمشان؛ وقتی میروند، میفهمیم چه داشتیم.» دوستم آکو _رضا نوروزی عبدالهی ناشر :ماهواره ...
«دارا، فکر میکنی اگر قاتل را بکشیم، دردهایمان خوب میشود؟ قلب کسی که میمیرد چطور خوب میشود؟ دارا… دردهایی هست که در قلب نفوذ میکنند و هیچوقت خوب نمیشوند. فقط یاد میگیری با آنها زندگی کنی.» ناشر :ماهواره نویسنده :رضا نوروزی عبدالهی ...
«کوچه را که پیچیدیم، فهمیدم قاتل میتواند همین نزدیکیها باشد. هفت کوچه مانده بود، و من مطمئن بودم در یکی از همینها پنهان شده. خنجرم در مشت میلغزید. همیشه آماده بودم؛ آماده برای پرتاب، برای شکار. اما اینبار… اینبار انگار چیزی از درونم میلرزید.» کتاب: دوستم آکو ناشر :ماهواره نویسنده :رضا نوروزی ...
«دارا… اصلاً بدی وجود دارد؟ یا ما فقط آن را تصور میکنیم و روی رفتار دیگران میگذاریم؟ اگر خودم خوب باشم، چطور میتوانم بدی را ببینم؟ شاید خوب و بد ذات نداشته باشند. شاید فقط بازتاب ما باشند. شاید هیچکس بد نیست؛ فقط ما هستیم که نگاهمان را تنظیم نکردهایم.» کتاب:دوستم آکو. نویسنده :رضا نوروزی عبدال ...
نویسنده: رضا نوروزی عبداللهی – نشر ایجاز رمان «فرصت دوباره» در نقطهٔ تلاقی ادبیات اجتماعی، روانشناسی فردی و نقد ساختارهای قدرت قرار میگیرد؛ روایتی چندلایه که تلاش میکند از دل تجربهٔ انسانی شخصیتها، تصویری روشنتر از جامعه و تأثیر تصمیمها بر سرنوشت افراد به مخاطب ارائه دهد. هستهٔ مرکزی داستان، د ...
«پیش از آنکه بیشتر پیش بروم، لازم است خود را معرفی كنم. اين دفتر، دفتر خاطرات من است. من امید اكبری هستم؛ فرزند کوچک و بازيگوش اين سرزمین. اينجا همه مرا “پروفسور” صدا میزنند، اما من نام “امید” را بیشتر دوست دارم. نامی كه بارها مرا به جلو رانده، حتی زمانی كه توان ادامه دادن نداشتم. با اين حال، بايد ...
« فرصت دوباره » رمانی اجتماعی–روانشناختی است که با روایت چندلایه، پرتنش و انسانی خود، خواننده را از همان صفحات آغازین درگیر میکند. داستان، حول محور امید اکبری—استاد جامعهشناسی—باز میگردد؛ مردی که با شروع کاری مرموز و حساس، تصمیم میگیرد تجربهها، ترسها و واقعیتهای ناگفتهاش را در دفترچهای شخصی ...
📚 معرفی رمان «همه تماشا میکردند» ✍️ نوشتهی رضا نوروزی (عبدالهی) 🖋️ در حال انتشار برای نشر ایهام 🔹 وقتی خشونت، عادی میشود و سکوت، شریک جرم است... رمان «همه تماشا میکردند» یکی از جسورانهترین روایتهای سالهای اخیر در ادبیات اجتماعی ایران است. روایتی دربارهی جامعهای که در آن، مردم فقط تماشا میک ...