سه شنبه امتحان شیمی دادم و از اون روز هیچی نخوندم چهارشنبه امتحان زیست دارم امشب دیگه این حس لعنتی بی انگیزگی و بی حوصلگی رو گذاشتم کنار و یه پارت از ویدئو زیستمو دیدم شروع خوبی بود این روزها مدام سرم درد میکنه و مدام خوابم میاد امروز صبح هشت و نیم بیدار شدم و کاری هم نکردم به جز همون یکم زیست خوندن ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

میدونی شاید گاهی حس کنی تمام این کارها هیچ فایده ای نداره یه علامت سوال بزرگ تو ذهنت هست که خب همه اینا که چی؟واسه چی؟تهش چی میشه؟ گاهی باید وایسی و جواب بدی به خودت بگی اصلا برای چی میخوای بجنگی تو زندگیت از زندگیت چی میخوای اما بیش از حد واینسا چون میفهمی تهش هیچی هیچی هیچی نیست و به پوچی میرسی هر ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

میترسم از آینده از تک تک روزهایی که تا آخر عمرم که نمیدونم کی تموم میشه، مونده میترسم از کنکور امسال و سال بعد اگه قبول بشم، میترسم از دوران بعد کنکور به خودی خود اینا ترسناک نیست اینکه میدونم همه چیز بدتر میشه ترسناکه اینکه میدونم محکومیم به درجا زدن ترسناکه اینکه میدونم ممکنه یک آن همه چیز به هم ب ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

کلید می اندازم و در خانه را باز میکنم. خودم را پرت میکنم روی کاناپه. هیچ توانی برای هیچ کاری ندارم. برای چند دقیقه فقط زل میزنم به سقف. بعد، گوشی ام را درمی آورم، دو تا پیام. بهار نوشته:« شهاب، من رفتم سر خاک مامانم ،بعدش هم میرم یکی دو روز پیش بابا بمونم. غذا برات رو گاز گذاشتم.» بابا برایم نوشته ک ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

ساعت دو شب است. کتری را پرِ آب میکنم و میگذارمش روی گاز. گاز را زیادِ زیاد میکنم. چای را از کابینت برمیدارم و یک قاشق میریزم توی قوری. همینجا منتظر میمانم و به شعله گاز نگاه میکنم. چکار باید بکنم؟ برگردم به یک زندگی شکست خورده که ده سال پیش با سختی تمامش کردم؟ یک سال پیش حوالی همین روز ها بود که زنگ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید