هرروز که میایم با مساله جدید امنیت مواجهیم. اونبار من رو به شرکت راه ندادن چون هماهنگ نشده بود. یه روز همهی شبکههای اجتماعی رو بستن و یه روز هم اکانتهای گوگل رو. مدیرم درپاسخ به خشم و اعتراض من، گفت نامه بزنیم. گفتم تاثیر نداره گفت چیکار کنیم، گفتم مکالمه حضوری گفت اینکار رو زیاد انجام دادم و آخر ...
یه جلسه با ۲تا مرد و یه جلسه با یه مرد رفتم، مردها همکارم هستن و میشناسیم همو. جلسهی با ۲مرد آخر وقت بود و یکیشون همش داشت خمیازه میکشید جلسه با یه مرد، پاهاش رو قریب به ۱۸۰ باز کرده بود از هر ۳ مرد حس بد گرفتم و درحین جلسه اصلا حس خوب نداشتم ...
من شیفته اون لحظهی مهمونیم که سفره رو جمع دارین میکنین غذا و ظرفا رو داری سروسامون میدی، اون لحظه با آدمایی که معمولا تو جمع همکلام نمیشی، مکالمه صورت میگیره. صحبت مشترک چیه؟! کار :) کار کردن به من اعتمادبهنفسی میده که هییچی تو دنیا تاحالا بهم نداده. بعد این جایگاه اجتماعیی که کار میده به این راح ...
بابت بستن همهی شبکه اجتماعیها ...
نمیخوام بداخلاق باشم، یا کسی رو برنجونم. چون حساس هستم صبرم کمتر شده. نسبت به رفتارای رو اعصاب هرکس تحمل کمتری دارم. ذهنم میخواد فقط جواب سوالای مشخصشو بگیره و بره. نمیخواد دیتای جدید وارد بشه و تحلیل کنه. اون آدم اُوِرتینکینگ داره و سر همه چی پدرتو میخواد دربیاره. این آدم باید التماس کنی تا حرف بزن ...
مدیر روابط عمومی جدید اومده. خود این جمله ینی ماجرا دوباره شروع شد. الان باهاش جلسه بودم و درباره شخصیت آدما میخوام صحبت کنم. تقریبا آدمای جدید، بدون مرز فکر میکنن و انگیزه دارن، دنبال تحولن. فکر میکنن کار به این سادگی! خودمون انجامش میدیم. ادمای فعلی دست و پا چلفتی هستن و کار نمیکنن که وضعیت اینه.ن ...
بیدلیل عصبی میشم ...
خونمون رو کردن تو شیشه ...
یکی از آرزوهام اینه احسان تو عکسایی که شرکتشون و بچههاشون منتشر میکنن باشه! اینقد این بشر غیراجتماعیه ...
با معاونت IT جلسه داشتیم. دربارره سایت. آخراش آدما شروع کردن اعتراضات رو عنوان کردن. منم حرف زدم. معاون IT هم خیلی گوش میداد، شتت منم گفتم. چندین مورد گفتم. کاری ندارم که تاثیر داره یا نه. ولی اینکه گوش داد خیلی ارزشمند بود. بعدش مثه خر میلرزیدم و نمیدونم اینکه عنوان کردم بد شد یا نه. الان منتظرم مد ...