هیچ چیزی ارزش بایگانی کردن ندارد. که اگر داشت، انسان نمیمُرد. چه مزخرفی گفتم!!! :))) بلاگفا که ترکید، خیلی هامون ریختیم اینجا. اونموقع دعوت نامه ای بود. یکی باید دعوتنامه میداد تا میتونستی ثبت نام کنی. میهن بلاگ که حذف شد، چارچنگولی اینجا رو چسبیدیم و حتی در منفعل ترین شکل ممکن هم این خراب شده رو ...
دیشب اوضاع به هم ریخته ای داشتم و تو لاک خودم بودم که یه آقایی وارد آتلیه شد. سلام کرد و جواب شنید و کارت شناساییش رو دراورد و گفت بنده مامور بیمه هستم. گفتم امرتون. گفت کارتم رو ببنید. گفتم لازم نیست. گفت آخه واجبه. گفتم واجب نیست. گفت میتونم بشینم گفتم بفرمایید. گفت یه سری سوال دارم اگر م ...
اگر شما یک قاب باشید و همسرتان یک بوم نقاشی، یا بلعکس شما یک بوم نقاشی باشید و همسرتان یک قاب، نقاشیِ روی بومِ نقاشی-چه شما باشید چه همسرتان- تمام خواسته ها و آرزوهاییست که روی بوم نقش بسته است. و قاب، هم نقش محافظ اون آرزو ها رو داره و هم برجسته کردن و زیبا کردن آن. حالا فرض کنیم بوم نقاشی از قا ...
چند روز پیشا بعد از 35 سال و خُرده ای رفتم تهران محله ای که توش به دنیا اومده بودم. بخش اعظمی از خوابهای دوران نوجوانیم و بخشی از خوابهایی که تو این سن میبینم، برمیگرده به اون محله و آدماش. یه کوچه تنگ که وقتی بچه بودم هرگز متوجه تنگ بودنش نشدم. همه چی سرجاش بود جز یه خونه که کلا نبود. صاف شده بود ...
همین. نه کاری به من داشت، نه مزاحم کسی میشد، نه تاثیری رو رانندگیم داشت. خط ریزی که افتاده بود روی نقابِ پلاستیکیِ کلاه کاسکتم گوگل. سرچ. یه سنباده 2000 رو به صورت دایره ای روی نقاب بکشید تا خراش و بدنه هم سطح بشن. نگفت فقط روی خراش بکشید که. انجام دادم. بعد گفت حالا با سنباده 5000 پولیش کنید. پولی ...
در جواب پست دوست عزیزم آقای محمدقاسم پور ترجیح دادم در قالب یک مطلب چند خطی رو تقدیم کنم: https://mohammadghasempur.blog.ir/post/673#comment-74QrWwOdZp4 خلاصه: تسخیر سفارت آمریکا در آبان ۱۳۵۸ را نمیشه صرفاً یک رخداد احساسی یا نمادین دونست؛ بلکه نقطهای بود که در آن جامعهی ایرانی بین دو انتخاب ایست ...
عنان مملکت داری کامل و صد در صد از دست خارج شده گفتند به بی حجابی کاری نداشته باشید اما آنقدر پیش رفت که به بی عفتی و بی حیایی رسید گفتند صبور باشید تا تراز مالی مملکت را ایجاد کنیم، دلار از مرز 100 هزار تومن گذشت گفتند به متن مذاکرات ما اعتماد کنید، برجام به فنا رفت گفتند اسنپ بک؟ چی هست؟ فعا ...
سکوتِ محض مسافرانِ پرواز روی صندلیها نشستند. دستها، دستبند خورده. ساکهای دستی کوچک کنار پاهاشان. هر کسی در حال و هوای خودش است. زنان و مردان جوان. در میانشان پیرمردی دیده میشود که سرش را پایین انداخته و بین دو کفشش را نگاه میکند. یکی ته سالن هواپیما سرفههای سنگینی میکند. و جز این صدا، صدا ...
الان دیگه مملکت شده اینطوری که یه عده مِلک دارن و یه عده دیگه تو اون مِلک کار میکنن و هرچی در میارن میدن دست صاحبِ ملک و یه چیز بخور نمیر هم میبرن بذارن سر سفرهشون که نرسیده، تموم میشه.دوستم میگه دیگه نمیتونم با تو حرف بزنم. مغزم منفجر میشه از بس که ذهنت بسته ست و سنگ "اینها" رو به سینه میزنی. دیگه ...
سلام در ابتدا جای همه دوستانی که در ذهن خوانی های یک و دو و سه و چهار و پنج و شش و هفت حضور داشتند رو خالی میکنم. الان که داشتم مرورشون میکردم، دلم گرفت. چقدر شور و اشتیاق بین بچه های وبلاگ زیاد بود. چقدر هیجان بود. چقدر همه منتظر بودیم تا دوستانمون به روز بشن و مطالبشون رو بخونیم و چقدر ذوق زده میش ...