حالا که دیگه نفسای آخر اینجاست، لازم دیدم بدون هیچ ملاحظهای چند تا نکته رو بگم: طی این تقریباً ۲۰ سالی که مینویسم، هزاران خیر و نیکی نصیبم شد ولی مهمترین آورده و عامل پایداریم توی این راه، مخاطبان فهیم و دوستانیه که محال بود جای دیگه باهاشون برخورد داشته باشم. بابت آشنایی با تکتک آدمای خط بالا ...
دوستان لطفاً تو کامنتا بگید تصمیمتون برای بعد از تعطیلی بیان چیه: مهاجرت به یه سیستم وبلاگدهی دیگه؟ سایت شخصی؟ وبلاگ رو ادامه نمیدید و فقط تو شبکههای اجتماعی مینویسید؟ کلاً سکوت میکنید؟ یا یه کار دیگه میکنید؟ خواهش دارم همگی مشارکت داشته باشید. خودتون بهتر میدونید که «جمعیت» مهمترین لطف نوشتن ...
این روزا بیشتر به پرستاری از مادر و انجامِ کارای خونه میگذره؛ واقعاً خونهداری خیلی سخته و درک نمیکنم چرا یه عده اصرار دارن کمارزش جلوه بدن. حالا از اون که بگذریم، گهگاه فرصتی دست بده اینجاها رو هم نگاهی میاندازم؛ این طرفی، اون طرفی، بیطرفی، هر طرفی. البته خیلی حرفی به ذهنم نمیرسه، ولی کامنتی ...
تابستون ۱۳۹۳ بود که تبلیغ یه سرویس وبلاگی ایرانی رو توی «دیجیاتو» دیدم. از اسم و دامنهاش خیلی خوشم اومد: «بیان» و «blog.ir». فوری یه اکانت ساختم و وارد پنلش شدم. در نگاه اول منو یاد رابط کاربری «وردپرس» انداخت، همون سرویسی که سالها دوست داشتم توش وبلاگ داشته باشم و یه چیز خیلی باحالتر: تبلیغات ند ...
این پست تماماً به نقل از زومیت بوده و نگارنده هیچ دخل و تصرفی در اون نداشته: تا به حال کسی را دیدهاید که با قطعی اینترنت کلمات را فراموش کرده باشد؟ احتمالا نه. کسی را دیدهاید که این ۲۰ روز کل ارتباطاتش را از دست داده باشد؟ روز دوم قطعی اینترنت وقتی آنتنها برگشت یکییکی گوشیها زنگ میخوردند، هم ...
تعریف علوم سیاسی: کودتا تصرف ناگهانی، غیرقانونی و محدود به نخبگان قدرت اجراییه که توسط بازیگران درون حاکمیت _اغلب ارتش یا دستگاههای امنیتی_ و از بالا انجام میشه که سه مؤلفه لازم داره: بازیگران داخلی رژیم: تغییر قدرت از درون هرم حاکمیت اتفاق رخ میده، یعنی کسانی که خودشون بخشی از ساختار قدرتن: ژن ...
ایران مردم دیگری هم دارد که حافظهٔ تاریخیِ دستهجمعیشان با همهٔ دستکاریها هنوز کاملاً ویران نشده... (استاد بهرام بیضایی) ...
درست ۲۵ بهمنِ ۵ سال پیش بود که یکی از عزیزترین عزیزانِ خاندان رو از دست دادیم؛ کسی که تو اوج فعالیت و جنبوجوش و ورزش حرفهای، از بین ما پر کشید و چشممون رو باز گذاشت. درسته که هر روز شایسته و بایسته است از عشق حرف بزنیم و معشوق رو گرامی بداریم (و حتی اینم میدونین که من مناسبتای ایرانی رو به خارجی ...
به کوری چشم هر کی که حالش از «ایران» و عکسای قشنگش بههم میخوره ولی عوضش عاشق و دغدغهمندِ مسائل کشورای دیگه است، این عکسم رو گذاشتم تا بگم: با من از بعل و نعل و مولوخ و ملخ و هر مزخرفی که به دیگران مربوطه حرف نزنید؛ چون، من ایرانیام! ❤️ (روی عکس کلیک کنید به پست اینستاگرامش منتقل میشید) ...
میدونم که قطعاً قضاوت (و احتمالاً سرزنش) میشم ولی این روزا سر سوزن نیرویی که برام مونده رو اختصاص دادم به زندگی روزمره (که حالاحالاها خیالِ عادی شدن نداره) و پیگیری اخبار و دیدن و شنیدن تصاویر و صداهای دلخراش خارج از ظرفیتم شده. زمانایی که کاری چیزی ندارم هم خودمو میزنم به شارژ؛ با عزیز و عزیزان ...