وقتی کسی هست که می‌فهمتت لازم نیست حرف بزنی… میاد نزدیک، بی‌سؤال، با یه بغلِ طولانی که می‌گه: «من هستم». وقتی کسی هست که می‌فهمتت، خستگی‌ت رو با دستاش جمع می‌کنه، سرت رو می‌ذاری روی شونه‌ش و دنیا همون‌جا مکث می‌کنه. یه بوسِ آروم، وقتی کسی هست که می‌فهمتت، بغلت امنه، بوسش مرهمه، و سکوت بینتون بلندتر ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

چند روزه انرژیم خیلی پایین اومده.خیلی ناراحتم 😔دوست دارم همه چی خوب بشه .ادم تنها نمیتونه حالش خوب باشه باید حال همه خوب باشه ولی نیستش.خدایا خودت کمک کن . ما مردم خیلی گناه داریما.کاش خودت بغلمون کنی دست بکشی رو زخمهامون رو غم هامون روی غصه هامون.اخه تو خدایی😍 ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

وای دلم برای وبلاگم تنگ شده بود… همون جایی که میشینم بی عجله و بدون محابا مینویسم بی‌اینکه بخوام کسی رو راضی کنم یا چیزی رو ثابت کنم. دلم اما برای خیلی قبل ها تنگ شده که همه خودشون بودن که منم می‌تونستم ساده باشم، خودم باشم، غر بزنم، ذوق کنم، دلم بشکنه و دوباره جمعش کنم. اما هنوز هم وبلاگم شبیه یه گ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

دلم برف می‌خواد… از همون برف‌هایی که صدا رو می‌بلعن و دنیا رو ساکت می‌کنن تا فقط نفسِ ما شنیده بشه. دلم برف می‌خواد و تو که کنارم باشی، دست‌هامون سرد، دل‌هامون داغ، و خنده‌هامون بی‌هوا روی سفیدیِ زمین پخش بشه. می‌خوام با تو قل بخورم روی برف، بی‌قصدِ بلند شدن، بی‌فکرِ خیس شدن، فقط افتادن… فقط خندیدن… ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

بغل کن مرا نه برای آرام شدنِ من، برای آرام شدنِ جهانِ کوچکی که در سینه‌ام بی‌قرار می‌تپد. بغل کن مرا جوری که شانه‌هایم یادشان بیاید پناه یعنی چه، و قلبم بفهمد هنوز جایی هست که می‌شود نفس را بی‌ترس کشید. بغل کن مرا وقتی حرفی ندارم، وقتی خسته‌ام از قوی بودن، وقتی زن بودنم دلِ نوازش می‌خواهد نه قضاوت. ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

برای شانه کردن موهایم، اول باید دلم آرام باشد… انگار هر دندانه‌ی شانه، از میان فکرهایم عبور می‌کند، گره‌هایی که نه در مو که در جانم نشسته‌اند. موهایم را که رها می‌کنم روی شانه‌هایم، زن بودنم از نو نفس می‌کشد. حرکت آرام دست، لمس کشدار مو، و آن مکث کوتاه که فقط یک زن می‌فهمد یعنی چه جایی میان مراقبت ا ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

مردانگی بلد بودنِ امنیت است. بلد بودنِ آرام کردنِ زنی که دنیا از همه طرف به او هجوم آورده. مرد آن نیست که صدا را بلند کند، دست را سنگین، و نگاه را طلبکار. مرد کسی‌ست که حضورش دل را قرص می‌کند، نفس را آهسته، و زن را بی‌نیاز از جنگیدن. مردانگی یعنی کنارش بتوانی خودت باشی بی‌ترس، بی‌نقاب، بی‌دفاع… یعنی ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

ناز می‌کنم نه از سر لوس‌بازی از سر زن بودنم ناز می‌کنم چون دلم بلد است آهسته راه برود آرام بخندد و با یک نگاه، حرف‌های ناگفته را بگوید زن که باشی ناز، زبان دومِ دلت می‌شود وقتی دلت می‌خواهد بی‌صدا خواسته شوی بی‌تقلا دوست‌داشتنی باشی ناز من نه ضعف است نه ادا قدرتی‌ست لطیف که جهان را وادار می‌کند یک ق ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

بوسه اتفاقی‌ست که قبل از لب‌ها در دل می‌افتد. جایی که دلتنگی راهِ نفس را می‌بندد و تنها راهِ نجات نزدیک شدن است. بوسه یعنی سکوتِ مشترکِ دو دل، یعنی من تمامِ زن بودنم را در فاصله‌ی یک نفس به تو می‌سپارم. وقتی لب‌ها می‌نشینند، زمان فرو می‌ریزد، دنیا عقب می‌کشد و من در امن‌ترین جای جهان گم می‌شوم: میان ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

باران که می‌بارد، من زن‌تر می‌شوم… نه از آن زن‌هایی که پناه می‌گیرند، از آن‌هایی که می‌ایستند زیر آسمان و اجازه می‌دهند قطره‌ها روی گردنشان راه بروند و تنشان را به یاد بیاورند. باران می‌بارد و من دلم می‌خواهد لباسم کمی نازک‌تر از معمول باشد، نه برای دیده شدن، برای حس شدن. برای اینکه بفهمم هنوز زنده‌ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید