قبل از کرونا برای سفر به گرجستان دلار نیاز داشتم و دلار قحطی آمده بود در سنندج.درنگ نکردم.کوله پشتی ام را برداشتم و به سمت مریوان حرکت کردم.داخل شهر یک تاکسی گرفتم و از راننده که یک پسر جوان بود خواستم من را به میدان دلارفروش ها برساند.پرسید: - دلار می خوای بخری؟ - بله - پسر خاله من دلار فروشه - پس ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

خیلی وقتا تو زندگیم حس بازنده بودن داشتم. البته اون موقع ها خیلی بیشتر اینجوری بودم. حس میکردم هر اتفاقی میفته تقصیر منه. البته که این فکر هم از من نبود. هر مشکلی پیش میومد میگفتن شما کردید تا الان سالم بود یه کاری کردید که خراب شده. از اون اتفاق تقریبا ۴ سال میگذره. هنوز که هنوزه دارم به خودم ثابت ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

تصور کن اگر نسل بشر نابود بشه چی میشه؟ حالا به هر نحوی، مهم نیست اگه هوش مصنوعی جای انسان رو بگیره یا چیزهای چرت و پرتی که میگن مثل فضایی ها... در هر صورت هوش مصنوعی یا اون فضایی هایی که بتونن نسل بشر رو از بین ببرند باهوش تر از انسانن. کاش یه ویروس جدید توی دنیا پخش می‌شد و مثل یه ماشین کشنده همه ر ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

آخرین پسری که باهاش دیت رفتم، پسر معمولی‌ و موردقبولی بود. باهاش تموم نکردم، علی رغم اینکه فکر میکنم تو زندگیم نقش زیادی پیدا نکنه، اسمشو میذارم ج. گاهی تیکه میندازه که صبح بخیر نگیا. یا نپرسی رسیدم یا نه... این گله‌هاش حالمو بهم میزنه. بعنوان یه فردی که توسط احساساتش به اسارت گرفته شده بود، اصلا حو ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

خوشحالی با چیزهای کوچولو...و چه روزی خوبی بود:) ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

«امروز صبح، طلوعِ آفتاب را دیدم که روی شبنم های باغِ گرین گیبلز نقاشی میکشید… هر قطرهٔ شبنم، آینه ای بود از آسمانِ بی‌پایان، و من—آنهٔ همیشه مشتاق—در میانِ این هزاران آینه، هزاران بار زنده شدم! زندگی، این ابریشمِ رنگارنگِ هستی، آنقدر نرم است که میتوانی آن را به هر رنگی ببافی… رنگِ شادی، رنگِ اشک، رن ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

انجامش نمیدادم چون فکر نمیکردم از پسش بربیام. از موانع خسته‌ام. حالا وقت به شدت محدوده و من نمیدونم چقدر فرصت برای نجات خودم دارم. موانعی که رفع کرده بودم هم از نو جلوی پام سبز شدن. اینها همه آشی بود که الف واسم پخت. اگه بخاطر اون نبود اینهمه دست و پا نمیزدم. حالا اگه انصراف بدم مایه شرمساری بیشتره ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

نشسته‌ام وسط به هم ریختگی خانه‌ام . سیگار دود میکنم، suite in minor نمیدونم چی چی گوش میدهم و به این آشیانه‌ی کوچیک سر میزنم. شبها همه چیز را آماده میکنم و صبح‌ها چشم را که باز میکنم دوباره میبندم. لحظات انسان پر است از بطالتهای اغراق‌آمیز برای نمایشهای زرد بی‌هویت. معطل کردن دیگران یکجور ارزش تولید ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

اثر زیگارنیک (انگلیسی: Zeigarnik effect) در روان‌شناسی به این موضوع اشاره دارد که افراد، کارها و وظایف ناتمام را بیشتر از کارها و وظایفی که به صورت کامل انجام داده‌اند، به خاطر می‌آورند. ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

    سریال راجبه دو دنیای اهریمنا و انسان هاس . دنیای اهریمنا که قدرت های خارق العاده دارن و میخان که از اون دنیا بیان به دنیای انسانها و  ازادانه زندگی کنن . منتها یه شرطی شروطی داره ولی خب یه سری از اهریمنا این شرطا رو زیرپا میذارن و باعث میشن که هرج مرج تو دنیای انسان ها به وجود بیاد . از طرفی انس ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید