گاهی زندگی ما را روبهروی آدمهایی میگذارد که به کمک نیاز دارند؛ چشمانی که فریاد خاموشی میزنند و دستانی که به دنبال یاریاند. دل ما میخواهد بیهیچ تردیدی بشتابیم، دست مهربانی به سویشان دراز کنیم و دنیا را جای بهتری تبدیل کنیم. اما اینکه بخواهیم همواره عاشقانه و بیقید کمک کنیم، گاهی میتواند زخم ...
یکی هست که حتما حتما میشه روش حساب کرد شایدی نیست اما و اگری نیست حتما هست مطمئنم حتما هست... اینجا میگم کاش واسه بعضی آدما زیادی نمی جنگیدم زیادی سنگین برام تموم شد رها کردم بره... و یکی رو جایگزین کردم که حتما هست... ...
یه سری از خواب ها دردناک اند و شیرین. وقتت رو با کسی میگذرونی که دنیات بود ولی دیگه نمیبینش. دیشب دیدمش دوباره. همون فاصله بینمون بود. ازم دور بود و جدی ولی برای من همون عشق داغی بود که وجودم رو اتیش میزد. با شور و شوق داشتم براش تعریف میکردم. تعجب کرده بود که چرا دارم اینجوری باهاش حرف میزنم. نمیدو ...
باشه، من دارم از پس زندگی برمیام. اغلب خوشحالم و چیزهای جدید رو آروم آروم تجربه میکنم. اما نمیتونم خلاء دوستهای واقعی رو اطرافم نبینم. شاید خیلی ها از این شاکی باشن که دوستهاشون فقط پایه خوشیهاشونن، اما من واقعا پایهای برای خوشی هم ندارم! چه برسه به گرفتاری! چ هم دوستهای خوبی داره. یعنی یه روز ...
چند روزی است خوابم بهم ریختهاست. صبح زود بیدار میشوم و سرحال هم هستم. در صورتی که خواب شبانهام کمتر از ۶ساعت شده است. حالا اگر قرار بود سر کار بروم، مگر بیدار میشدم؟ خیر. یا هفته آینده که قرار است درس بخوانم، ببینم صبح بیدار میشوم؟ سحرخیزی هم جالب است. تجربه این که صبح زود بیدار شوم و خوابم نی ...
صدای گنجشکها که ساکنین درخت سدر همسایه هستند اونقدر زیاده که انگار با صدای موتور کولر گازی مسابقه میدن کی صداش بلندتره؟بنظرم مهد کودک گنجشکهاست نسیم خنک و دل انگیزی تمام وجودم رو نوازش میده و من روی پله های بالکن حیاط نشستم و به گلهای صورتی و گل بهی که دیوار حیاط رو تزیین کرده نگاه میکنم هوا صاف صاف ...
این یکسالی که سعی داشتم درس بخوانم در خانه فعالیت خاصی انجام نمیدادم. گاهی کمک میکردم ولی زمانی نداشتم که حضور فعال خودم را نشان بدهم. مادرم هم نمیگذاشت کاری کنم. امروز که بیدار شدم اول از همه کارهای اتاقم را انجام دادم. دو میز در اتاق داشتم که انداختمشان بیرون و راحت شدم. انگار باری روی دوشم بودند ...
1.صحبت موسیقی و اینا شد نهال گفت آره من فن عرفان طهماسبی و حامیمم.بعد با هیجان تعریف کرد که آره مامان، یه آهنگ ترند شده (بام بد تا کرد بهش گفتم که موهای بلندتو میخوام رفت کوتاه کرد، حتی موهای کوتاهش بیشتر از قبل اونو زیبا کرد! ) حامیم رفته موهاشو کوتاه کرده، پشت سرش بقیه هم همین کارو کردن(یا یه همچی ...
Dear Grey, if I could die right now and reborn in another world I would definately choose to live in "Little women" world. you see, I've always pondered the same old question of which series or fictional world is my favorite to live in, somewhere dreamy that I could live with peace and flourish my t ...
دلم می خواد به تقطه بزرگگگگگ بذارم اینجایی که الان هستم بگم ایستتتتت و از اینجا به بعد با یه جوری زندگی کنم که خودم از خودم راضی باشه. یا از اینجا به بعد نباشم. امروز هم روزش سخت گذشت هم شبش... فکر کن اینا بگذره ما یه روزی بخوابم این شب ها و خستگی ها رو واسه بچه هامون تعریف کنیم باورشون که نمیشه هیچ ...