کاش یه دس نوت داشتم. باید با فونت نه توش می نوشتم اسمارو اونوقت تا همه جا بشن . اولم اسم خانواده خودم و کل این خاندان مخصوصا مرداشو می نوشتم . گاهی فک میکنم اگ خانواده ما نابود و نیست بشه شاید اون موقع حتی ایرانم درست شه. دیگه رد دادم . حتی نمیتونم تو وبلاگ خصوصی م که تو ووردپرس بود بنویسم . ...
اگر این یک ماه لعنتی هم بگذرد و از پس امتحان های پایانترم بر بیایم، دیگر میتوانم زندگی کنم. قول میدهم یک سال انتهایی زندگی ام در تهران را چنان خوب بگذرانم که اینده ام تا ابد مدیونم باقی بماند. فقط اگر 404 را بتوانم خوب تمام کنم، فقط اگر 24 سالگی خوب تمام بشود، ان وقت من 25 ساله تا ابد شرمنده ی من 2 ...
گفت «تا کجاش! آبشخور» ببین چه می کشم از دست اش. ادامه داد «هم چو بیرون شده گان از خانه». راست می گفت با اینکه از دهان اش توی خواب و بیداری شنیدم، حرف درستی بود. سبیل ام را باید کوتاه کنم. امروز صبح سر محل مان تابلوی یک نفری که باچاقو بقتل رسیده بود، را با داربست آویزان کرده بودند، پائین اش هم نوشته ...
تیمور میگه: «هرچی میکشیم از اینه که خودمونو ببین کارمون قایم کردیم و از زندگی و احساسات دور شدیم.» میگم: «چطور؟ چرا متوجه منظورت نمیشم؟!» ادامه میده: «تا به این سن اومدی، شد یبار احساسات و علایق رو تجربه کنی؟ هم سن و سالامونو دیدی اصلاً؟» میگم: «اینا رو ولش کن کی با بچه ها تو آلاچیق دوباره دور هم جم ...
همان دوازده ساعت معمولی که الگوی خوابم در خانه است را یک ضرب رفتم و ساعت ۴ بعد از ظهر با صدای در از خوابی پریدم که در ان طبق قانون همیشگی شناسنامه ام را جا گذاشته بودم و نمیتوانستم به پرواز تورین - تهران برسم. قسمتی از کتابی که میخوانم در خصوص بالکن های خانه ها در قسمت اشراف نشین لیسبون- پرتغال و قس ...
رفتم تو یه خبرگزاری نوشته اگه هوش مصنوعی ایرانی میخواین از این 3 تا استفاده کنید رو سه تاشم میزنم کد میخواد پیامک هم که قطعه کد اصلا نمیاد نمیدونم نویسنده پیش خودش چی فکر کرده یا طرف نوشته قطع نت به فلان جا ضرر میزنه خب چرا بقیه رو نمیگی؟ اون بیچاره که تو یه شهرستان دوره و انلاین شاپ داره چه خاکی ...
هوم. ادامه مطلب ...
تمام آن روز هایِ سختِ رو به افول ، انگار کسی در ذهنم سرو صدا میکرد، بچه درونم مدام گریه میکرد نق و نوق میکرد جیغ میزد و من هیچ حرف آرام کننده برای بهانه هاش نداشتم، از گریه هاش گریه ام می گرفت، فکر میکنم استعفا درست ترین کاری بود که در همه ی این مدت انجام داده بودم، آن روز روز سنگینی بود ، یادم هست ...
این روزها، که گاهی مجبور میشدم از خانه بیرون بروم، به ذهنم رسید وصیتنامه بنویسم. نوشتنش همیشه گوشهای از ذهنم را به خودش درگیر کرده، اما هر بار بیخیالش میشوم. از بس که با همه حرف دارم! در ذهنم میچرخد که باید با پدر و مادر و برادر خواهرها در نامهای جداگانه حرف بزنم. با همسرم در نامهای جداگان ...
همچنان اینترنت قطع است ولی رییس سازمان فضای مجازی میگوید بازوی هوش مصنوعی برخی سکوها کار میکند و از این دست خزعبلات... حتی پیامک وصل نیست و آن وقت ادعای راهاندازی بازوی هوش مصنوعی را دارند... فقط به دنبال ویترین و صورت هستند. شاعر در وصف این جماعت گفت: تو صورت خود نکو گیر | تا صورت دهم کار خود ا ...