سلام:)خوبی بابا؟ عشقِ زندگی من دلم خیلی برات تنگ شده...خیلی خیلی تنگ. نمیتونی حتی تصورش رو کنی که چقدر سخته نبودن تو در زندگیم.اما از اونجایی که مثل خودت به خیلی زیبایی ها در دنیا و آخرت ایمان دارم و عشق حقیقی رو همونطور که تو منو دوست داری میشناسم، بنابراین میدونم که همیشه کنارمی.تو الیالابد در قل ...
چند وقت پیش داشتم لیست کتاب های رایگان طاقچه رو بررسی میکردم که یک کتاب یه صفحه ای درمورد ازدواج توجهم رو جلب کرد و باید بگم از بین تمامی کتاب هایی که مطالعه کردم همین نوشته کوتاه بیشترین تاثیر رو در من داشت.وقتی با خودم بیشتر فکر کردم به این موضوع پی بردم که این نه فقط درمورد ازدواج بلکه تقریبا درب ...
سلام این پست رو صرفا برای دونفر از بهترین دوستان زندگیم نوشتم و چون میدونم که میخوننش توی حساب کابری ویرگولم منتشرش کردم:) دوفردی که فقط چندماه از حضورشون در زندگیم میگذره و آشنایی اونا مربوط میشه به همین امسال.همیشه با خودم میگم با وجود تمام اتفاقات تلخی که در این سال برام افتاد،این دو نفر مثل فرشت ...
آه! چقدر دوست داشتم بعضی حرفها و سخنها جایی ثبت و نگهداری میشد تا پس از مدتی به آنها رسیدگی شود.شاید روزی مرکز پژوهش های مجلس به این فکر بیفتد که وعده و وعیدهای کاندیداهای نمایندگی را ثبت کند تا پس از اتمام انتخابات،نمایندگان و موکلین آنان یکبار دیگر آنهارا مرور کنند:_من اگر نماینده شوم،اتوبان بزر ...
گاهی اوقات حوصله انجام هیچ کاری نداری و هیچ چیزی نمیتونه حالت روخوب کنه. ترجیح میدی همینطوری روی تختت بخوابی و از جات جُم نخوری اما خب یه کار خوب میتونی انجام بدی😉همینطوری که روی تختت هستی و از این زندگی کوفتی خسته شدی و با خودت فک میکنی که دیگه نای ادامه دادن و دووم آوردن رو نداری میتونی یه فیلم سی ...
سلام:)من تقریبا از هرچیزی در زندگیم عکس میگیرم،از تک تک لحظات خوب و تجربه های جدید البته به استثنای تجربه ها و اتفاقات خیلی دردناک.داشتم توی یکی از سایت های انگلیسی مطلبی میخوندم که یهو یه چیزی توجهم رو جلب کرد.این توجهم رو جلب کرد 👍🏻داستان عکس؟!خیلی جالب میشه که داستان عکس هایی که در طول زندگیمون گ ...
رسیدم ترمینال،روی یه صندلی نشستم تا ساعت بشه 19:15 و سوار اتوبوس بشم.آخرین باری که اومدم تو هم بودی:)تو و مامان و امیرعلی رو بغل کردم و با لبی خندون ازتون خداحافظی کردم.اما حالا نه خبری از لب خندون بود و نه خبری از تو.روبروم یه خونواده رو دیدم که خیلی شبیه ما بودن،یه دختر خانم همسن من که اونم میخواس ...
به عکس زیر نگاه کنید.اون بچه کوچولو که یکی دوسالشه منم.ضعیف، ناتوان،رنجور و به شدت نیازمند یک آغوش حمایتگر و پر از عشق.اون آقایی هم که مثل فرشته نجات منو در آغوش گرفته و با چشمایی پر از مهربونی و عشق داره به دوربین نگاه میکنه پدرمه:)21 آذرماه سال 1403 ساعت 16:30 درحالی که در سالن آمفی تئاتر دانشگاه ...
سلام سلام:)حال شما احوال شما ویرگولیا؟!خب دیگه پست های من رو که میدونید چجوریه همیشه یا یه لیست درست میکنم یا یه اتفاقی رو شرح میدم😁 میدونم میدونم لازم نیست تعریف کنید، خودم حس میکنم که چقدر زیاد عاشقم هستید🙂😎 از وقتی اومدم دانشگاه و با کیلومتر ها فاصله از خانوادم دارم سپری میکنم،زندگی خوابگاهی رو ...
خداوند میفرماید زمانی که بنده ام با انجام کردار نیک به من نزدیک شود،«آنگاه به او عشق میورزم.وقتی به او عشق میورزم، گوش او میشوم که با آن میشنود، چشم او میشوم که با آن میبیند،دست او میشوم که با آن میگیردو پای او میشوم که با آن راه میرود.»این است هدف نهایی عشق.این همان نقطه ای است که انسانها به خدا ...