یک کتاب را با حوصله و دقت بخوانیم یا چندین کتاب را به کمی سرعت بیشتر؟ ...
من ضحاک هستم. تو ضحاک هستی. ما ضحاک هستیم. و همهی آنهای دیگر ضحاک هستند. همهی ما ضحاک شدهایم، مثل غورباقهای که در دیگ آبجوش آرام میپزد. انقدر آرام که خطر را حس نمیکند تا بیرون پریده و خود را نجات دهد. فقط یکجا درمییابد که دیر شده است. تبریک میگویم. اسیر شدهاید.یا شاید بهتر است تسلیت بگویم؟ ...
منازل سهگانه نوشتن و تهدید هوش مصنوعی؛ نوشتن با هوش مصنوعی، آری یا خیر؟ ضرورت دغدغهمندی در نوشتن و نویسندگی، آنچه در دوران هوش مصنوعی مورد تهددید است. ...
میخواهم واقعه ای را شرح دهم که از تلخ ترین های زندگیم بوده است ، از آن وقایع که ذهن آدمی را دو شقه میکند و تاثیری شگرف بر دید او تا پایان عمر میگذارد .روایتی که امروز برایتان بیان میکنم ، در شب سرد و برفی زمستان دو سال پیش رخ داده ، راستش در این دو سال نه توانستم از آن بنویسیم و نه به کسی جزئیاتش ...
فیلم سینمایی «دعوت» (The Invite) اولیویا وایلد برای من بسیار ارزشمندتر از آن است که آن را فقط یک اقتباس آمریکایی خوب یا حتا عالی از اصل اسپانیایی آن بخوانم. دیگر نسخههای این فیلم را که فرانسویها و ایتالیاییها و سوئیسیها و حتا براداران و خواهران کرهای از نوع جنوبی با اقتباس از فیلم «همسایههای ط ...
-حضرت آقا ، آدم به همه چیز عادت میکند ، حتی افسردگی ، بعد هم معتادش میشوی ، اصلا طبیعت آدمیزاد همین است ، اولش درد میکشی و بعد دیگر نمیتوانی رهایش کنی ، مگر نمیگویند سندرم استکهلم ، اینها که دروغ نیستند ، آدم وابسته شکنجه گرش شود ... اینها را که از خودشان در نمی آورند که ...-یعنی جناب عالی میفرم ...
مرد 3000 چهره به کارگردانی مهران مدیری یک تالیفاسدِ کمیک از کَمانِ بی زِهای است که در جستوجوی تیر، از چله رها شده. مفهوم در ادبیاتِ گُفتمانیِ شصتچی بیمنطق و باور نکردنی است. کاراکتری که گویی هربار به چنگِ قانون میاُفتد تغییری در حالاتِ روانی او بوجود نمیآید و با استفاده از واژهی: بنده، یک نر ...
برای صبحونه، رفته بودم نون بربری بگیرم. ساعت ۶:۴۰ بود و نون اولین تنور بهم رسید. وقتی که میخواستم کارت بانکیمو بدم تا دوتا نونکنجدی و یه نایلون رو حساب کنه، همین که دستمو داشتم میآوردم بالا درد عجیبی پایین کتفم پیچید. یه لحظه بیحرکت وایستادم. حین مقاومت برای اینکه از درد فریاد نکشم، با […] ...
ادامه قسمت قبل : شخصیت ما روی کاناپه بیهوش افتاده و رفیقش به دنبال دکتر رفته است .در این فاصله خوب است شما را با شخصیت بیشتر آشنا کنم ... شخصیت ما فقیر و بیاستعداد است ، نه آنکه خانه نداشته باشد یا جایی نباشد که از آن پول بخورد ، پدر و مادری بازنشسته دارد که ماهی یک بار برایش پول میفرستند . و همچن ...
داستانهای موازی بخشِ بزرگی از خیانتِ فرهادی به سینمای ایران است. اصغر فرهادی که در این اثرِ معلومالحال جذابیتهای جنسی را به بهانهی نوستالژیها و صداگذاری در پُشتِ صحنهی پروژهای، مکمل فیلمنامهی خود کرده اکنون باید پاسخگوی دوربین رو دستِ همواره بیمعنای خود باشد. موسیقی در پردهی نخست فیلمنامه، ...